بنا كردند و هر كسى بر در كوشك [ 1 ] خود بوستانى و صحرائى ساخت [ 2 ] و بدان كوشكها بيرون آمدند . و آن كوشكها امروز ويران شده است ، و بيشتر شهر شده ، بر آن موضع دو سه كوشك مانده است كه آن را كوشك [ 3 ] مغان مىخوانند ، و آنجا مغان باشيدهاند . و آتشخانه هاى ( مغان در اين ولايت بسيار بوده است ، و بر در اين كوشكهاء مغان بوستانهاى ) [ 4 ] خوش و خرّم بوده است ، و ضياع ايشان بغايت عزيز .
محمد بن جعفر چنين تقرير كرده است كه ما [ 5 ] به روزگار [ 6 ] امير حميد چنين شنيديم [ 7 ] ضياع كوشك مغان را قيمت بدان سبب است كه پادشاهان به بخارا مقام كردهاند ، و غلامان و نزديكان پادشاه رغبت نمودند به خريدن آن [ 8 ] ضياعها ، تا قيمت هر جفتى [ 9 ] از اين ضياع به چهار هزار درم شد .
چون اين سخن به امير بخارا [ 10 ] رسيد بگفت [ 11 ] چنان است كه او دانسته است ، پيش از اين كه پادشاهان به بخارا مقام كردندى ، قيمت اين ضياع بيشتر بودى ، و اگر كسى [ 12 ] خواستى كه يك جفت گاو زمين [ 13 ] خرد در سال [ 14 ] نتوانستى ، اگر بيافتى [ 15 ] هر جفتى [ 16 ] به دوازده هزار درم سنگ نقره بايستى خريدن ، و اكنون نرخ ارزان شده است ( كه هر جفت [ 17 ] زمين به چهار هزار درم سنگ نقره مىبايد كه مردمان را سيم كمتر مانده است .
احمد بن محمد نصر گويد كه به روزگار ما اين ضياع كوشك مغان چنان است [ 18 ]
هامش
[ 1 ] - ش : و كسى بر در كوشك - د ، خ : و هر كسى بر كوشك
[ 2 ] - ش ، ب : ساختند
[ 3 ] - د ، خ :
كه كوشك - ب ، م : آن را كوشك
[ 4 ] - اين سطر در نسخهاى ش ، م ، خ است و از نسخهء چاپى افتاده است
[ 5 ] - م ، ب : ( ما ) ندارد
[ 6 ] - د ، خ : بروز
[ 7 ] - ب : شنيدم
[ 8 ] - خ : اين
[ 9 ] - د ، خ :
هر جفت
[ 10 ] - م ، ب : امير بخارا - نسخ ديگر : ( بخارا ) ندارد
[ 11 ] - د : ( بگفت ) ندارد
[ 12 ] - ( كسى ) از م ، ب افتاده
[ 13 ] - ب : يك جفت زمين
[ 14 ] - ب ، خ : در سالى
[ 15 ] - ب : نيافتى
[ 16 ] - د : بيافتن هر جفت
[ 17 ] - م ، ب : هر جفتى
[ 18 ] م ، ب : چنان هست