كه به رايگان مىدهند ، و كسى نمىخواهد [ 1 ] ، و آنچه بخرند بمانند [ 2 ] رايگان [ 3 ] به سبب ظلم و بىشفقتى بر رعيت [ 4 ] .
ذكر رودهاى بخارا و نواحى آن
[ 5 ]
اول [ 6 ] رود كرمينه است ، و آن رود عظيم است .
دوم رود شاپور كام است [ 7 ] و عامهء بخارا شافر كام [ 8 ] خوانند .
و آوردهاند اندر حكايت كه [ 9 ] يكى از فرزندان كسرى از آل ساسان [ 10 ] ، از پدر خويش خشم گرفت ، و بدين ولايت آمد ، و نام او شاپور [ 11 ] بود . و پور به زبان فارسى پسر باشد . چون [ 12 ] به بخارا رسيد بخارخدات او را نيكو داشت . و اين شاپور شكار دوست بود ، يك روز به شكار رفت و بدان جانب [ 13 ] افتاد ، و در آن تاريخ آنجا هيچ ( ديهه ) نبود ، و آبادانى نبود ، مرغزارى بود و جايگاه شكار ، او را خوش آمد ، آن جايگاه را [ 14 ] از بخارخدات به مقاطعه بگرفت [ 15 ] ، تا آن جايگاه را [ 14 ] آبادان [ 16 ] كند . بخارخدات آن موضع را به او داد ، اين شاپور رود عظيم بر كند ، و به نام خود كرد . يعنى شاپور كام ، و بر آن رود روستاها نهاد ، و كاخ بنا كرد ( و آن حوالى را روستاهاى آبويه خوانند . و ديهه وردانه [ 17 ] بنا كرد [ 18 ] ) ، و كاخ ساخت ، و جاى نشست خويش كرد [ 19 ] و آنجا ملكى عظيم شد ، و از پس وى به فرزندان وى ميراث ماند آن روستاها ، و بدان روزگار
هامش
[ 1 ] - د ، ت : و كس نمىخرد
[ 2 ] - د ، ت ، خ : بمانند - نسخ ديگر : بماند
[ 3 ] - م ، ش : رايگان باشد
[ 4 ] - د ، خ : برعيت
[ 5 ] - ب ، د : و نواحى او
[ 6 ] - خ : و اول
[ 7 ] - د ، خ : شاپور كانست
[ 8 ] - د :
شادكام
[ 9 ] - د : ( كه ) ندارد
[ 10 ] - ب ، د ، خ : سامان
[ 11 ] - د ، خ : آمد نام شاپور
[ 12 ] - ش : چو
[ 13 ] - د : و به آنجا - خ : و بدانجا
[ 14 ] - ش ( را ) ندارد
[ 15 ] - ش ، ب : گرفت
[ 16 ] - م ، ب : ابدان
[ 17 ] - خ : و دهه در دانه ؟
[ 18 ] - آنچه در ميان علامت ( ) است از م و ب ساقط شده است
[ 19 ] - ب : ( كرد ) ندارد