ذكر جوى موليان [ 1 ] و صفت او
در قديم اين ضياع جوى موليان [ 1 ] ملك [ 2 ] طغشاده بوده است ، و وى هر كسى از فرزندان و دامادان خود را حصه اى داده است . و امير اسماعيل سامانى رحمة الله عليه ، اين ضياع را بخريد از حسن بن محمد بن طالوت كه سرهنگ المستعين ابن المعتصم بود .
و امير اسماعيل به جوى موليان [ 1 ] سرايها و بوستانها ساخت ، و بيشتر بر مواليان [ 3 ] وقف كرد ، و هنوز [ 4 ] وقف است . و پيوسته او را از جهت مواليان خويش دل مشغول بودى [ 5 ] ، تا روزى امير اسماعيل از حصار بخارا به جوى موليان [ 3 ] نظاره مىكرد ، سيماء الكبير ( مولاى ) پدر او ( پيش او ) استاده [ 6 ] بود ، او را بغايت دوست داشتى [ 7 ] و نيكو داشتى [ 7 ] . امير اسماعيل گفت هرگز بود كه خداوند تعالى [ 8 ] سببى سازد تا اين ضياع را از بهر شما بخرم ، و مرا زندگانى دهد [ 9 ] تا ببينم كه اين ( ضياع ) شما را شده ( است ) [ 10 ] ، از آنكه اين ضياع از همه ضياع بخارا بقيمتتر است ، و خوشتر ( و خوشهواتر ) . خداى تعالى روزى كرد تا جمله بخريد ، و بر مواليان داد ، تا جوى مواليان نام شد . و عامه [ 11 ] مردم جوى موليان [ 1 ] گويند .
و پيوستهء حصار بخارا صحرائى است كه آن را دشتك خوانند ، و جمله نيستانها [ 12 ] بوده است . امير اسماعيل رحمه الله آن موضع را هم بخريد از حسن بن محمد بن طالوت [ 13 ] به ده هزار درم ، و هم سال اول ( ده هزار درم ) [ 14 ] از بهاى نى به حاصل آمد . امير
هامش
[ 1 ] - خ : مواليان
[ 2 ] - م ، ب : از آن ملك
[ 3 ] - د ، ت ، خ : و بيشتر جوى مواليان را
[ 4 ] - خ : هنوز
[ 5 ] - د : خويش را دل مشغول داشتى
[ 6 ] - د ، خ : سيماء الكبير بدر او استاده - ش ، م ، ب : ايستاد
[ 7 ] - د ، خ : مىداشت
[ 8 ] - خ : خداى تعالى
[ 9 ] - د ، خ : دهم
[ 10 ] - د ، خ : كه اين شما را شده
[ 11 ] - د ، خ : و عام
[ 12 ] - خ : نيستا
[ 13 ] - د ، خ ، ب : از حسن بن طالوت - ( محمد بن ) از جميع نسخ جز نسخهء م - افتاده است
[ 14 ] - د : درهم