ذكر بيت الطراز كه به بخارا بوده ( است ) [ 1 ] و هنوز بر جاى است
و بخارا را كارگاهى بوده است ميان حصار و شهرستان ، نزديك مسجد [ 2 ] جامع ، و در وى [ 3 ] بساط و شادروانها بافتندى ، و يزديها و بالشها و ( مصليها ) و برديهاى فندقى [ 4 ] از جهت [ 5 ] خليفه بافتندى [ 6 ] ، كه به يكى شادروان [ 7 ] خراج بخارا خرج شدى . و از بغداد هر سال [ 8 ] عاملى على حده بيامدى [ 9 ] ، و هر چه [ 10 ] خراج بخارا بودى از اين جامه عوض بردى [ 11 ] . باز چنان شد كه اين كارگاه ( معطل ماند ) ، و آن مردمان ( كه ) اين صناعت مىكردند پراكنده شدند ، و اندر شهر بخارا استادان بودندى كه معين بودند مر اين [ 12 ] شغل ( را ) [ 13 ] ، و از ولايتها بازرگانان بيامدندى چنان كه مردم [ 14 ] زندنيجى ( مىبردند ) از آن [ 15 ] جامها بردندى تا به شام [ 16 ] و مصر و در شهرهاى ( روم ) ، و به هيچ شهر خراسان نيافتندى [ 17 ] .
و عجب آن بود كه اهل اين [ 18 ] صناعت به خراسان رفتند بعضى ، و آنچه آلت اين شغل بود بساختند ، و از آن جامه [ 19 ] بافتند ، به اين آب و تاب [ 20 ] نيامد . و هيچ پادشاه و امير و رئيس و صاحب منصب نبودى [ 21 ] كه وى را از
هامش
[ 1 ] - خ : ( است ) ندارد
[ 2 ] - م ، ب : مسجدى
[ 3 ] - ش ، م ، ب : و در او
[ 4 ] - م ، ب : و مصليهاى فندقى - خ : و پردهاى فندقى - م ، ب : ( برديها ) را ندارد
[ 5 ] - م ، ب : و از جهت
[ 6 ] - م ، ب :
بردى
[ 7 ] - خ : « شادروان » ندارد
[ 8 ] - خ ، ب : هر سالى
[ 9 ] - م ، ب : بيامدندى
[ 10 ] - ش ، ب ، خ : و آنچه
[ 11 ] - م ، ب : بردندى
[ 12 ] - د ، خ : استادان ايستاده بودند كه معين شغل در اين كار داشتند
[ 13 ] - ( را ) در م ، ب : نيست
[ 14 ] - د ، خ : چنانچه مرد
[ 15 ] - م ، ب : مىبردندى و از آن
[ 16 ] - د : تا بروم و شام
[ 17 ] - ش : ببافتندى
[ 18 ] - خ : كه اين اهل
[ 19 ] - م : و آن جامه
[ 20 ] - ش ، م ، ب : بر آن آب و رونق
[ 21 ] - د ، خ : نبود