تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بخارا ( فارسي ) — صفحة 25

مساهمون:

ص٢٥
گفتند كه مسجد جامع در ديهه ما راست نيايد ، و روا نباشد . و اين كاخ تا به روزگار امير احمد بن نوح بن نصر بن احمد بن اسماعيل السامانى برجاى [ 1 ] بود ، وى چوبهاى آن كاخ را به شهر آورد ، و سرائى كه او را بود بر در حصار بخارا [ 2 ] به عمارت مشغول شد . و اين ديهه را هر پانزده روزى [ 3 ] بازار است . و چون بازار آخرين سال باشد ، بيست روز بازار كنند . و بيست و يكم ( روز ) نوروز كنند ، و آن را نوروز كشاورزان گويند . و كشاورزان بخارا از آن حساب ( را ) [ 4 ] نگهدارند ، و بر آن اعتبار كنند . و نوروز مغان بعد از آن به [ 5 ] پنج روز باشد . و بيكند را از جمله شهرها گفته‌اند . و اهل بيكند بدان رضا نداده‌اند كه كسى بيكند را ديهه خواند . و اگر كسى ( از اهل بيكند ) [ 6 ] به بغداد رفته است و او را [ 7 ] پرسيده‌اند كه از كجائى گفته است كه از بيكند ، نگفته است كه از بخارا . و او مسجد جامع بزرگ دارد ، و بنا ( ها ) ى [ 8 ] عالى ، تا به تاريخ ( سال ) دويست و چهل [ 9 ] بر در [ 10 ] وى رباطهاى بسيار بوده است [ 11 ] . و محمد بن جعفر [ 12 ] در كتاب آورده است كه بيكند را زيادت از هزار رباط بوده است به عدد ديهاى بخارا . و سبب آن بوده است كه اين بيكند جاى معظم نيك است [ 13 ] . اهل هر ديهى آنجا رباطى بنا كرده‌اند ، و جماعتى را [ 14 ] نشانده [ 15 ] و نفقه ايشان را از [ 16 ] ديهه ( مى ) فرستادند [ 17 ] . و زمستان ( كه ) وقت [ 18 ] غلبهء كافران مىشد [ 19 ] از هر ديهى آنجا مردم بسيار جمع آمده غزو مىكرده‌اند [ 20 ] ،
هامش
[ 1 ] - ش : بر جا [ 2 ] - م : بخارا بود [ 3 ] - د : روز [ 4 ] - د : ( را ) ندارد [ 5 ] - ش : ( به ) ندارد : [ 6 ] - ب : از بيكند - د ، خ : ندارد [ 7 ] - م ، ب : او را [ 8 ] - د ، خ : و بناى [ 9 ] - د ، خ : بتاريخ دويست سال چهل [ 10 ] - م ، ب : و بر در [ 11 ] - د ، خ : بسيار است [ 12 ] - خ : و محمد جعفر [ 13 ] - د ، خ : معظم بوده است [ 14 ] - م : ( را ) ندارد [ 15 ] - خ : نشانده اند [ 16 ] - ش ، ب : ايشان از [ 17 ] - ش ، م : فرستاده‌اند - ب : فرستاده [ 18 ] - م ، ب : و بر زمستان وقت [ 19 ] - د ، خ : كه مىشده - م : شد [ 20 ] - ش ، م ، ب : غزو كرده‌اند - خ : غزا مىكرده‌اند .