نرسيدى ، و بيكند بر بالاى كوه است [ 1 ] و ليكن كوه بلند نيست . و خاقان بفرمود تا جوئى [ 2 ] در كوه كندند سنگ بغايت رسته پديد آمد ، چنان كه [ 3 ] هيچ درز نبود . و اندر ( اين ) [ 4 ] كار متحير [ 5 ] شدند ، و خروار خروار [ 6 ] روغن و سركه صرف شد [ 7 ] تا سنگ نرمتر گرديد [ 8 ] ، مقدار يك فرسنگ بيش [ 9 ] نتوانستند كندن [ 10 ] ، و خلق بسيار هلاك شد [ 11 ] .
بعد از رنج [ 12 ] بسيار و مال بسيار كه خرج شد ( بگذاشتند ) . و قصهء فتح بيكند [ 13 ] به جايگاه او گفته شود . انشاء الله تعالى .
فرب كه [ 14 ] از جملهء شهرهاست ، و نواحى على حده دارد ، و از لب جيحون تا فرب يك فرسنگ است . و چون آب خيزد [ 15 ] نيم گردد ، و گاه باشد كه تا فرب آب جيحون رسد . و فرب مسجد جامع بزرگ دارد [ 16 ] . و ديوارها [ 17 ] و سقفهاى آن [ 18 ] از خشت پخته كردهاند ، چنان كه در وى هيچ چوب نيست ، و در وى اميرى بوده [ 19 ] كه وى را به هيچ حادثه به بخارا نبايستى آمدن [ 20 ] ، و قاضى بوده [ 21 ] كه با بيداد شداد [ 22 ] حكمها راندى . و عدد ديهاى بخارا [ 23 ] بسيار است ، اين چند عدد [ 24 ] كه معروفتر و قديم ( تر ) بود [ 25 ] ياد كرديم .
هامش
[ 1 ] - د ، خ : بر كوه است
[ 2 ] - ب : تا جوى
[ 3 ] - د ، خ : بغايت محكم برآمد چنانچه
[ 4 ] - م ، ب ، خ : اندرين
[ 5 ] - ش : بتحير
[ 6 ] - ب : و بخروارهاى - د ، ت ، خ : و خروار خروار
[ 7 ] - ش ، ب : خرج شد
[ 8 ] - ب ، م : گردد
[ 9 ] - د ، خ : زياده
[ 10 ] - م ، ب ، د ، خ : كندند
[ 11 ] - د ، ت ، خ : شدند
[ 12 ] - م ، ب : از بعد رنج
[ 13 ] - د ، خ : خرج شد و قصهء بيكند - م ، ب : ( بيكند ) ندارد
[ 14 ] - خ : ذكر فرب - م : ( كه ) ندارد
[ 15 ] - د ، ت ، خ : و چون آب خيز شود
[ 16 ] - د : دارد بزرگ
[ 17 ] - د : و ديوارهاى
[ 18 ] - ش ، م ، ب : سقفهاى او - خ : و سقف آن
[ 19 ] - ش ، خ : بود - ب : بودى
[ 20 ] - د ، ت ، خ : ببخارا حاجت نبود بآمدن
[ 21 ] - ش :
بود - ب : بودى
[ 22 ] - م ، ب : كه شداد با بيداد
[ 23 ] - د ، خ : دههاى آنجا
[ 24 ] - ش ، ب :
( عدد ) ندارد
[ 25 ] - د ، خ : ( كه ) ندارد - د ، خ : و قديم بود بنابر آن