تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بخارا ( فارسي ) — صفحة 27

مساهمون:

ص٢٧
نرسيدى ، و بيكند بر بالاى كوه است [ 1 ] و ليكن كوه بلند نيست . و خاقان بفرمود تا جوئى [ 2 ] در كوه كندند سنگ بغايت رسته پديد آمد ، چنان كه [ 3 ] هيچ درز نبود . و اندر ( اين ) [ 4 ] كار متحير [ 5 ] شدند ، و خروار خروار [ 6 ] روغن و سركه صرف شد [ 7 ] تا سنگ نرمتر گرديد [ 8 ] ، مقدار يك فرسنگ بيش [ 9 ] نتوانستند كندن [ 10 ] ، و خلق بسيار هلاك شد [ 11 ] . بعد از رنج [ 12 ] بسيار و مال بسيار كه خرج شد ( بگذاشتند ) . و قصهء فتح بيكند [ 13 ] به جايگاه او گفته شود . انشاء الله تعالى . فرب كه [ 14 ] از جملهء شهرهاست ، و نواحى على حده دارد ، و از لب جيحون تا فرب يك فرسنگ است . و چون آب خيزد [ 15 ] نيم گردد ، و گاه باشد كه تا فرب آب جيحون رسد . و فرب مسجد جامع بزرگ دارد [ 16 ] . و ديوارها [ 17 ] و سقفهاى آن [ 18 ] از خشت پخته كرده‌اند ، چنان كه در وى هيچ چوب نيست ، و در وى اميرى بوده [ 19 ] كه وى را به هيچ حادثه به بخارا نبايستى آمدن [ 20 ] ، و قاضى بوده [ 21 ] كه با بيداد شداد [ 22 ] حكمها راندى . و عدد ديهاى بخارا [ 23 ] بسيار است ، اين چند عدد [ 24 ] كه معروفتر و قديم ( تر ) بود [ 25 ] ياد كرديم .
هامش
[ 1 ] - د ، خ : بر كوه است [ 2 ] - ب : تا جوى [ 3 ] - د ، خ : بغايت محكم برآمد چنانچه [ 4 ] - م ، ب ، خ : اندرين [ 5 ] - ش : بتحير [ 6 ] - ب : و بخروارهاى - د ، ت ، خ : و خروار خروار [ 7 ] - ش ، ب : خرج شد [ 8 ] - ب ، م : گردد [ 9 ] - د ، خ : زياده [ 10 ] - م ، ب ، د ، خ : كندند [ 11 ] - د ، ت ، خ : شدند [ 12 ] - م ، ب : از بعد رنج [ 13 ] - د ، خ : خرج شد و قصهء بيكند - م ، ب : ( بيكند ) ندارد [ 14 ] - خ : ذكر فرب - م : ( كه ) ندارد [ 15 ] - د ، ت ، خ : و چون آب خيز شود [ 16 ] - د : دارد بزرگ [ 17 ] - د : و ديوارهاى [ 18 ] - ش ، م ، ب : سقفهاى او - خ : و سقف آن [ 19 ] - ش ، خ : بود - ب : بودى [ 20 ] - د ، ت ، خ : ببخارا حاجت نبود بآمدن [ 21 ] - ش : بود - ب : بودى [ 22 ] - م ، ب : كه شداد با بيداد [ 23 ] - د ، خ : دههاى آنجا [ 24 ] - ش ، ب : ( عدد ) ندارد [ 25 ] - د ، خ : ( كه ) ندارد - د ، خ : و قديم بود بنابر آن