ابو حفص كبير است رحمة الله ( عليه . ) [ 1 ] و اهل بخارا را بر كشتن سياوش سرودهاى عجب است و مطربان آن سرودها را كين سياوش گويند . و محمد بن جعفر گويد كه [ 2 ] از اين تاريخ سه هزار سال است و الله اعلم .
ورخشه [ در بعضى نسخه ها به جاى ورخشه رجفندون [ 3 ] نوشته شده است [ 4 ] ] . از جمله ديهاى بزرگ است [ 5 ] مثل بخارا بوده است ، و قديمتر است از شهر بخارا ، و جاى [ 6 ] پادشاهان بوده است . و حصارى [ 7 ] استوار داشته « است » آنچنانكه پادشاهان بارها حصار كردهاند . و ربضى بوده است او را مثل ربض « شهر » بخارا .
و ورخشه [ 8 ] را دوازده جويبار است ( و وى اندرون بارهء بخار است ) و در او كاخى بوده است ( آبادان [ 9 ] چنان كه مثل [ 10 ] زدندى به نكوئى او [ 11 ] ، و او را بخارخدات [ 12 ] بنا كرده است ، زيادت از هزار سال است از بر آوردن آن كاخ . و اين كاخ ويران و معطل شده بود سالهاى [ 13 ] بسيار ، باز خنكخدات [ 14 ] آبادان [ 15 ] كرد ، و باز [ 16 ] ويران شد . باز بنيات بن طغشاده بخارخدات در اسلام عمارت كرد ، و جاى نشست خويش آنجا ساخت [ 17 ] تا هم در آن كشته [ 18 ] شد .
و امير اسماعيل ( سامانى ) رحمه الله مردم آن ديهه را بخواند ، و گفت من بيست هزار درم ، و چوب بدهم و ساختگى آن بكنم و بعضى عمارت بر جاى است ، شما اين كاخ را مسجد جامع سازيد . آن مردمان ديهه [ 19 ] نخواستند ، و
هامش
[ 1 ] - ( عليه ) در د ، ب : نيست
[ 2 ] - در خ : ( كه ) نيست
[ 3 ] - خ : ورجفدون
[ 4 ] - آنچه ميان قلاب [ ] گذاشته شده در نسخهء چاپ شفر و نسخهء م و ب پس از جمله « قديمتر است از شهر بخارا » آمده است و متن مطابق نسخهاى خطى ديگر است
[ 5 ] - در خ : در اينجا افزوده شده « و جاى پادشاهان بوده است »
[ 6 ] - د : جاى
[ 7 ] - د ، خ : و حصار
[ 8 ] - ش ، م ، ب : ورحفندون و ورخشه را
[ 9 ] - م ، ب : آبدان - و د : « آبادان » ندارد
[ 10 ] - خ : اينجا بكه مثل - ب : چنان كه زدندى
[ 11 ] - خ : به نيكوئى او
[ 12 ] - د : خنك - خ : خسك
[ 13 ] - خ : و سالهاى
[ 14 ] - ب ، خ : بخارخداة - در حاشيهء ب نوشته شده « خنكخداة »
[ 15 ] - م ، ب : ابدان
[ 16 ] - د : باز
[ 17 ] - د ، خ : آنجا كرد
[ 18 ] - د ، خ : در آنجا كشته
[ 19 ] - م ، د ، خ : آن مردمگان ديهه