عراق و فارس و كرمان و هندوستان و غير آن . و همهء بزرگان و پادشاهان از آن [ 1 ] جامه سازند ، و به قيمت ديبا بخرند . ( عمرها الله ) [ 2 ] وردانه ديهى بزرگ است و كندزى [ 3 ] و حصارى [ 4 ] بزرگ دارد و استوار [ 5 ] ، از قديم ( باز ) جاى پادشاهان بوده است ، و در وى جاى نشست پادشاه حالا نيست [ 6 ] و قديمتر از شهر بخارا است ، و او را شاهپور ملك [ 7 ] بنا كرده است [ 8 ] . و سر حد تركستان است . و آنجا هر هفته يك روز بازار بوده است [ 9 ] ، و بازرگانى بسيار مىشده ، و آنچه [ 10 ] از آنجا خيزد هم زندنيجى بوده نيكو [ 11 ] .
افشنه شارستانى بزرگ دارد و حصارى استوار ، و نواحى به وى منسوب باشد [ 12 ] ، و هر هفته يك روز بازار باشد [ 13 ] ، و ضياع و بيابان اين ديهه وقف است [ 14 ] بر طلبهء علم .
و قتيبة بن مسلم آنجا مسجد جامع بنا كرده است . و محمد بن واسع نيز مسجد ( ى ) بنا كرده است [ 15 ] ، و دعا در وى مستجاب است . و مردمان از شهر آنجا روند و تبرّك كنند .
بركد ديهى قديم و بزرگ است [ 16 ] ، و كندزى [ 17 ] عظيم دارد . و اين ديهه را بركد علويان خوانند ، بدان سبب كه امير اسماعيل سامانى اين ديهه را خريد و وقف كرد ، دو دانگ [ 18 ] بر علويان و جعفريان ، و دو دانگ بر درويشان [ 19 ] و دو دانگ بر ورثهء خويش .
هامش
[ 1 ] - ش : از او
[ 2 ] - د ، خ : ندارد
[ 3 ] - د ، م : و كندز - خ : و كنندر
[ 4 ] - د : و حصار
[ 5 ] - ش ، خ :
و جاى استوار
[ 6 ] - د ، ت ، خ : و هنوز از جاى پادشاهان اثرى هست
[ 7 ] - د ، خ : ملكشاه پور
[ 8 ] - د ، خ :
كرده بوده است
[ 9 ] - د ، ت : بازار مىشود
[ 10 ] - د : آنچه
[ 11 ] - د ، خ : خيزد زندنيجى گويند
[ 12 ] - د ، خ : است
[ 13 ] - خ : يك بازار باشد
[ 14 ] - د : و بيابان آن وقف باشد
[ 15 ] - جمله « و محمد بن واسع نيز مسجدى بنا كرده است » در م ، ب : نيست
[ 16 ] - د ، ت : ديهه بزرگ
[ 17 ] - خ : و كنندرى
[ 18 ] - ش ، ب : ده دانگ - خ : و دانگ
[ 19 ] - ب : بر درويشان بخارا