دوم نهر معروف به خرغان ( خرعان ) رود است . اين نهر هم پس از انشعاب و مشروب كردن روستاها منتهى به زاوش ( ابن حوقل ) راوس ( استخرى - حاشيه : رواش ، زوش ) گردد ، و مردم آنجا از آن استفاده كنند .
سوم نهر معروف به نجار ختفر ( ابن حوقل ) ( مسالك استخرى : نجار جفر - نرشخى : عاوختفر ) است كه پس از سيراب نمودن دهها به خرميثن رود ، و آنجا را مشروب نمايد .
چهارم نهر مشهور به نهر جرغ ( جزع ) كه از نهر جدا شود تا به جرغ كه روستائى نزه است رسد ، و مردم آنجا را مشروب كند ، و فاضل آب آن به نهر باز گردد .
پنجم نهر نوكنده است ، كه از نهر اصلى منشعب شود ، پس از سيراب كردن دهها و مزارع به فرايه ( ابن حرقل ) فرانه ( استخرى ) برسد و اهالى از آن مشروب شوند .
ششم نهر معروف به نهر فرخشه است ( ترجمهء مسالك : فرخشنه - ابن حوقل : برخشه ) از نهر جدا شود ، و دهها را سيراب كند ، تا به فرخشه رسد ، و از آن آب مردم آنجا استفاده كنند .
هفتم نهر كشنه پس از جدا شدن از نهر اصلى و سيراب نمودن روستاها و مزارع به كشنه رسد ، و آب مردم آنجا از اين نهر باشد .
هشتم نهر راميثنه كه پس از منشعب شدن از نهر اصلى و مشروب نمودن قرى به راميثنه رسد ، و شرب مردم از آن آب باشد .
نهم نهر فراوز سفلى [ 1 ] ( ابن حوقل : فراوز - استخرى و ترجمهء آن : فراور ) اين نهر پس از مشروب كردن دهها و مزرعه ها منتهى به فاراب ( استخرى و در ترجمهء
هامش
[ 1 ] در چاپ شفر در يك جا فراواز - و بارتولد در كتاب تركستان فراواز و فراويز آورده است .