شمس الملك در سال 472 بر تخت سلطنت نشست ، زمان پادشاهيش كوتاه بود ، و بعد از اندك مدتى درگذشت .
پسرش احمدخان جاى پدر را گرفت ، در دورهء زمامداريش رفتارش با مردم خوب نبود ، و سلوك ناپسندى نسبت به رعايا داشت ، مردم ازو به ملكشاه شكايت كردند . ملكشاه براى تنبيه وى در سال 482 متوجه ما وراء النهر گرديد ، و پس از تصرف بخارا و سمرقند احمد خان را دستگير نمود ، و نزد عمه اش تركان خاتون فرستاد ، ( تركان خاتون زوجهء ملكشاه خواهر خضر خان بود ) ملكشاه پس از چندى باز احمدخان را به حكومت ما وراء النهر معين كرد ، و بدان جانب روان نمود . در سال 488 مردم بر احمدخان شوريدند ، و سبب آن كه او را به زندقه و الحاد متهم كردند . علماء و قضاة به قتل او فتوى دادند ، لشكريان او را خفه نمودند ، و پسرش مسعود را به جايش به امارت برداشتند .
( ابن اثير 10 / 58 / 84 تاريخ جهان آرا 164 حواشى چهار مقاله 189 العبر 3 / 318 ) ( افراى ( 135 ) احوال خضر خان و احمد خان را به مقالهء V . Grigoriev در Trudy VOIRAO شماره 17 ( 1874 ) و به مقالهء پريتساك احوال خاقان خضر بن ابراهيم 472 - 473 و احمد بن خضر 473 - 482 در مجله Der islam 31 ( 1953 ) 47 / 48 ارجاع داده است . )
ص 42 س 5 آل كشكثه : ( در نسخهء B كمكشان نسخه هاى C و D و E و F كثكثان . در يادداشتهاى قزوينى كشكشه ) فراى نوشته است : اين لغت به صورت كوشك كوشان تعبير شده است ، و در اين صورت به معناى كوشانهائى كه در كوشك زندگى مىكنند باشد .
تاريخ بخارا ( فارسي ) — صفحة 220
مساهمون: محمد بن جعفر النرشخي
ص٢٢٠