شارشفر در كتابش كرستماتى پرسان Chrestomathie persant منتخباتى از نظم و نثر ، آن را به معنى عمارت بزرگ تعبير مىنمايد .
اين كلمه در نسخه هاى خطى مشكوك است ، و فقط از روى حدس مىتوان گفت كه با لغت كوشان مربوط است ، و جملهء ( و ايشان از دهقانان نبودند غربا بودند اصيل ) اين حدس را تأييد مىكند .
( يادداشت فراى شماره 137 )
ص 42 س 13 هفتصد كوشك : فراى در يادداشتهاى خود گويد : حفاريهاى واحهء بخارا اين گفته را تأييد مىنمايد ، چون تعداد بىشمارى از تپه ها در دشت وجود دارند كه زمانى كوشك دهاقين بوده است .
ص 44 س 3 : چنان كه از نرشخى و بعضى مآخذ ديگر مستفاد مىشود نهرهاى بخارا بجز يكى همه با دست كنده شده ، زيرا همهء اين نهرها مجارى آبيارى بوده است .
نهرهاى بخارا مانند دروازه ها ، معروف جغرافى دانان بوده و نامها و مشخصات آنها را در آثار خود بدين گونه ياد كردهاند :
« انهار و رودهائى كه به بخارا جاريست و از جانب سمرقند از كوههاى بتم آيد ، در بخارا معروف به نهر سغد است ، و در سمرقند و سغد معروف به نهر بخارا است ، و در حدود بخارا بيرون از قصبه پيش از ديوار خارج ، در ناحيهء طواويس منشعب شده ، و بدر شهر رسد ، و نهرهائى چند پيدا گردد ، و در ديهها و مزرعه ها كه ديوار بخارا بر آن احاطه دارد ، و عمارت بخارا در آن قرار گرفته جارى شود .
اول نهر معروف به سافرى كام ( استخرى و ترجمهء آن ) ( حاشيه استخرى : كافرى كام - ابن حوقل ، شافرى كام ) است ، اين نهر پس از آنكه دههاى چندى را سيراب كند ، به وردانه رسد ، و آنجا را مشروب نمايد .
تاريخ بخارا ( فارسي ) — صفحة 221
مساهمون: محمد بن جعفر النرشخي
ص٢٢١