تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بخارا ( فارسي ) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
مسالك پارابه - ابن حوقل : باريابه ) گردد ، و مردم آنجا از آن آب آشامند . دهم نهريست معروف به اروان كه پس از انشعاب از نهر اصلى و سيرآب كردن قرى و قصبات و دهات به بانب ( استخرى و ابن حوقل ) رسد ، و شرب مردم از آن آبست . ( بانب از دهات بخار است ) يازدهم نهر معروف به فراوز ( ابن حوقل ) فراور ( استخرى ) علياست كه از نهر اصلى جدا شود ، و دهها را سيراب نمايد ، و به ابوقار ( استخرى و ترجمه : ابوقار - ابن حوقل : ريوقان ) گذرد ، و شرب مردم آنجا از آن آبست . دوازدهم نهر خامه كه پس از مشروب نمودن روستاها به خامه رسد و مردم آنجا از آن آب خورند . نهر ديگرى معروف به تنكان است كه پس از سيراب كردن مزرعه ها به وركه رسد ( اين نهر نامش در ابن حوقل نيامده است ) سيزدهم نهر معروف به نو كنده است كه آب آن به نوباغ امير رسد . آنچه از آب نهر سغد زياده‌ايد به نهرى كه معروف به « ذر » است ريزد . و همين نهر است كه ربض بخارا را شق كند ، و آن را آب دهد ، و انهار شهر كه ذكر شد از آن باشد . و بيشتر اين انهار كه از رود سغد جدا شود كشتى در آن كار كند ، و از بزرگى و بسيارى آب قابل كشتى رانى است . و تمام اين نهرها از نهر درون سور بخارا از سر حد طواويس جدا شود تا به شهر رسد . ( استخرى ص 310 و 311 صورة الارض ابن حوقل ص 401 - 402 ترجمه مسالك 242 - 243 ) ص 45 س 2 و با طغشاده بخارخدات منازعت كردى : دشمنى بين وردان خداه و طغشاده نشان مىدهد كه قبل از حملهء اعراب امراء كوچك ما وراء النهر پيوسته با هم در محاربه و نزاع بوده‌اند ، ولى اين اخبار در كتب تاريخ كمتر