سفرى به بخارا ( لندن 1835 ) ترجمه ، و از آن استفاده شده است ( يادداشت فراى ش 132 )
ص 41 س 1 غورق : كه به صورتهاى قوروق و غوروق و فرغ نوشته مىشود لغت تركى است و آن ( به ضم اول و واو معدوله غير ملفوظه و ضم را مهمله ) به معنى ممنوع و منع شده است ، چنان كه اثر گويد
قورق شد گفتگوى مىبدان نحو * كه ساقى نامه شد از نسخه ها محو
و به معنى نگهبانى و باز داشتن نيز آمده است ، و در لغات ترك به معنى مطلق شكارگاه ذكر شده . - كاشغرى در ديوان لغات ترك گويد : قرغ ( بضم اول و كسر دوم ) الحمى للامراء و غيرهم ( 1 / 313 ) و مجازا بر او لنگ و چمنزار اطلاق مىشود . و اعراب آن را « حمى » بر وزن الى مىخواندند . و آن علف زارى بوده كه حكام براى چهارپايان خود از غير منع مىكردهاند . طبرى گويد :
( 9 / 1594 ) « مرج و جبل حمى لا يقربها احد و لا يتصيد فيها » و سبزه زارى را گويند كه به جهت دواب سر كار سلاطين از چرانيدن منع كرده باشند .
فراى غورق را به شكارگاه سلطنتى كه بوسيلهء ديوار يا حصارى محافظت مىشده تفسير نموده است ، و اضافه كرده است كه اين لغت در زبان مغول به معنى قسمت ممنوعهء نزديك قبور سلطنتى نيز به كار مىرفته . و در زمان صفويه اين كلمه به باغى كه براى حرم سلطنتى اختصاص يافته اطلاق مىشده است .
( آنندراج و غياث اللغات و بهار عجم و لغت نامهء دهخدا و يادداشت فراى ش 133 )
ص 41 س 2 كبوتر خانه : براى نقشه و عكس كبوترخانه در قرون وسطى بمقاله VDISP , Tolstov ( 1946 ) 1 / 86 - 84 رجوع كنيد . از يادداشت فراى 134 )
ص 41 س 5 خضرخان فرزند ابراهيم طفقاج خان : ( طمغاج خان - جهان آرا ) فرزند نصر ارسلان از ملوك خانيهء ما وراء النهر است كه بعد از مرگ برادرش
تاريخ بخارا ( فارسي ) — صفحة 219
مساهمون: محمد بن جعفر النرشخي
ص٢١٩