تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بخارا ( فارسي ) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
اندر منزلى كه ميان اربنجن [ 1 ] و زرماز [ 2 ] است ، لشكر در عقب ايشان رفتند ، ( ايشان را نيز ) [ 3 ] بعضى بكشتند ، و بعضى به هزيمت [ 4 ] باز آمدند ، و معاذ بن مسلم به سغد و سمرقند رفت ، و با تركان و سپيد جامگان حربهاى بسيار كرد ، تا مدت دو سال گاه ظفر او را بود ، و گاه خصم او را ، و بعد [ 5 ] دو سال عفو خواست ، و امير خراسان مسيب بن زهير الضبى شد به مرو ، در تاريخ جمادى الاول سال بر صد و شصت و سه در ماه رجب به بخارا [ 6 ] آمد . و امير بخارا [ 7 ] جنيد بن خالد بود ، او را امير خراسان به خوارزم فرستاد ، و به بخارا سرهنگى از سرهنگان [ 8 ] مقنع بود [ 9 ] ، كولارتكين [ 10 ] نام ، با لشكر و حشم ساخته ، با او حربها كرد . حكايت [ 11 ] محمد بن جعفر آورده است كه پنجاه هزار تن از لشكر مقنع از اهل ما وراء النهر از ترك و غيره [ 12 ] به در حصار مقنع جمع شدند ، و سجده و زارى كردند ، و از وى ديدار خواستند ، هيچ جواب نيافتند ، الحاح كردند ، و گفتند باز نگرديم تا ديدار خداوند خويش را نبينيم . غلامى بود او را حاجب نام [ 13 ] ، مقنع او را گفت : بگوى بندگان مرا « خاكش به دهان » كه موسى از من ديدار خواست ننمودم كه طاقت نداشت ، و هر كه بيند مرا طاقت ندارد ، و در حال بميرد . ايشان تضرّع و خواهش زيادت كردند ، و گفتند ما ديدار خواهيم ، اگر بميريم روا باشد ، وى ايشان را وعده كرد ، كه فلان روز بيائيد تا شما را ديدار نمايم [ 14 ] . پس بفرمود تا آن زنان كه با او در حصار بودند ، صد زن ( بودند ) از دختران دهقانان سغد و كش [ 15 ]
هامش
[ 1 ] - م ، ب : ربنجن - خ : ربيجن - د : ارسوجنن [ 2 ] - م ، ب : زرماز - خ : و ازماز - ش ، ت : رزمان - د : رازمار [ 3 ] - در - د - نيست [ 4 ] - د ، خ : بعضى كشته شدند و بهزيمت [ 5 ] - م ، ب : خصم را و از بعد - خ : خصم او را بعد از [ 6 ] - خ : در بخارا [ 7 ] - ب : و امير خراسان و امير بخارا [ 8 ] - خ : بود از سرهنگان [ 9 ] - د : ( بود ) ندارد [ 10 ] - م ، ب : كردرتكين - در حاشيه م : « كولارتكين » [ 11 ] - حكايت فقط در م ، ب است [ 12 ] - ب : از ترك و اتراك [ 13 ] - ب : ( نام ) ندارد [ 14 ] - م ، ب ، خ : بنمايم [ 15 ] - د ، خ : در كيش
تاريخ بخارا ( فارسي ) — صفحة 99 | محمد بن جعفر النرشخي / ابو نصر احمد بن محمد بن نصر القباوى