تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بخارا ( فارسي ) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
صد و پنجاه و نه بود . و امير بخارا حسين بن معاذ بود ، و از مهتران طايفهء مقنع مردى بود از اهل بخارا ، نام او حكيم احمد ، و با وى سه [ 1 ] سرهنگ ديگر بودند ، نام يكى خشوى [ 2 ] ، و دوم باغى [ 3 ] ، و اين هر دو از كوشك فضيل بودند ، و نام سيوم كردك بود از دهه [ 4 ] غجدوان . و اين هر سه مرد مبارز بودند ، و عيار و رونده [ 5 ] و طرار [ 6 ] . چون اهل ديهه را بكشتند ، و خبر به شهر رسيد ، اهل بخارا جمع شدند ، به نزديك امير رفتند ، و گفتند هر آينه ما را با اين [ 7 ] سپيد جامگان حرب مىبايد كرد . حسين ابن معاذ با لشكر خويش و قاضى بخارا عامر بن عمران ، با اهل بخارا بيرون آمدند . در ماه رجب سال بر صد [ 8 ] و پنجاه و نه رفتند تا به ديهه نرشخ ، و حالا [ ديهه ] نرجق [ 9 ] گويند . و در مقابلهء ايشان لشكرگاه زدند . قاضى بخارا گفت ما ايشان را به دين حق خوانيم ، ما را با ايشان حرب نشايد كردن ، پس [ 10 ] قاضى با اهل صلاح به ديهه اندر آمدند ، تا ايشان را به دين حق خوانند . ايشان گفتند ما اينها كه شما گوئيد [ 11 ] ندانيم ، هر روز كفر زيادت كردند . و نصيحت نپذيرفتند ، آنگاه جنگ اندر پيوستند . و نخستين كسى كه با ايشان حمله كرد مردى بود از عرب ، نام او نعيم بن سهل ، بسيار حرب كرد [ 12 ] . و چندين كس را بكشت و به آخر كشته شد [ 13 ] ، و هزيمت بر سپيد [ 14 ] جامگان افتاد . و هفتصد مرد از ايشان كشته شد [ 15 ] ، ديگران بگريختند ، و آن روز به آخر رسيد ، چون بامداد شد ، رسول فرستادند ، و امان خواستند ، و گفتند ما مسلمان
هامش
[ 1 ] - د ، ب : ( سه ) ندارد - و در خ بر بالاى سطر ( سه ) نوشته شده [ 2 ] - د ، ت ، خ : حسرى خرمى - م ، ب : حسرى - حشرى [ 3 ] - د : بانخى - م : در حاشيه نوشته شده : باغى - خ : بايحى ( بىنقطه ) [ 4 ] - م ، ب ( دهه ) ندارد [ 5 ] - و رونده - ش : دونده [ 6 ] - خ : و طرار بودند [ 7 ] - د ، م ، ب ، خ : به اين [ 8 ] - د ، خ : سال صد [ 9 ] - ب ، م : نزجق [ 10 ] - ش : كرد - م ، ب : كردند و پس [ 11 ] - م ، ب : مىگويند - خ : گويند ما [ 12 ] - د : ( كرد ) ندارد [ 13 ] - د ، خ : افزوده : و حرب سخت شد [ 14 ] - د ، خ : بر سفيد [ 15 ] - د ، خ : شدند
تاريخ بخارا ( فارسي ) — صفحة 94 | محمد بن جعفر النرشخي / ابو نصر احمد بن محمد بن نصر القباوى