تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بخارا ( فارسي ) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
كردند [ 1 ] ، قصد كرد از جيحون بگذرد . امير خراسان فرموده بود ، تا بر لب جيحون نگهبانان او را نگاه دارند ، و پيوسته صد سوار بر لب جيحون بر مىآمدند و فرود مىآمدند ، تا اگر بگذرد او را بگيرند . وى با سى و شش تن بر لب جيحون آمد و عمد ساخت ، و از جيحون بگذشت ، و به ولايت كش رفت . و آن ولايت او را مسلم شد ، و خلق بر وى رغبت كردند ، و بر كوه سام حصارى بود بغايت استوار ، و اندر وى آب روان ، و درختان و كشاورزان ، و حصار ديگر از اين استوارتر ، آن را فرمود تا عمارت كردند ، و مال بسيار و نعمت بىشمار آنجا جمع كرد ، و نگاهبانان نشاند [ 2 ] و سفيد جامگان [ 3 ] بسيار شدند ، و مسلمانان اندر كار ايشان عاجز شدند ، و نفير به بغداد رسيد ، و خليفه مهدى بود اندر آن روزگار ، تنگدل شد . و بسيار لشكرها فرستاد به حرب وى ، و به آخر خود آمد به نشابور به دفع آن فتنه . و مىترسيد و بيم آن [ 4 ] بود كه اسلام خراب شود ، و دين مقنع همه جهان بگيرد . و مقنع تركان را بخواند [ 5 ] ، و خون و مال مسلمانان بر ايشان مباح گردانيد . و از تركستان لشكرهاى بسيار به طمع غارت بيامدند ، و ولايتها غارت مىكردند ، و زنان و فرزندان مسلمانان اسير مىبردند [ 6 ] ، و مىكشتند . و به بخارا نخستين پديد آمدند ، گروه سپيد جامگان كه از بيعت كردهء [ 7 ] مقنع بودند ، به ديهى رفتند كه آن را نمجكت [ 8 ] خوانند ، و به شب [ 9 ] به مسجد [ 10 ] اندر آمدند ، و مؤذن را با [ 11 ] پانزده تن بكشتند ، و همهء اهل ديهه را بكشتند ، و اين در سال
هامش
[ 1 ] - م ، ب : كرده [ 2 ] - خ : بنشاند [ 3 ] - د : سفيد جامگان [ 4 ] - م ، ش : كه بيم آن - خ : بيم آن [ 5 ] - د ، خ : مىخواند [ 6 ] - د ، خ : مىكردند [ 7 ] - م : در متن كه از شبعت - حاشيه : كه بيعت كرده - ب ، د ، ت : كه از بيعت كردهء - در خ ( شيعه ) خط خورده و بالاى آن به ( بيعت ) اصلاح شده [ 8 ] - د ، خ : المجكت [ 9 ] - د ، م ، ب ، خ : بشب ( واو ) ندارد [ 10 ] - خ . به مسجد آدينه [ 11 ] - د ، ت ، خ : با همراهى