تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بخارا ( فارسي ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
هنوز به مرو بود و داعيان به هر جاى بيرون كرد ، و بسيار خلق را [ 1 ] از راه دين بيرون برد [ 2 ] . و به مرو مردى بود از عرب نام او عبد الله بن عمرو [ 3 ] ، به وى [ 4 ] بگرويد ، و دختر خود به وى داد به زنى ، و اين عبد الله از جيحون بگذشت ، و به نخشب و به كش [ 5 ] آمد ، و هر جاى [ 6 ] خلق را دعوت كردى به دين مقنع ، عليه اللعنه . و خلق بسيار را از راه ببرد ، و اندر كش و روستاى كش [ 7 ] بيشتر بودند ، و نخستين ديهى كه به دين مقنع در آمدند ، و دين او ظاهر كردند ، ديهى بود در كش ، نام آن ديهه سوبخ [ 8 ] ، و مهتر ايشان عمر سوبخى [ 9 ] بود ، ايشان خروج كردند ، و امير ايشان مردى بود از عرب پارسا ، وى را بكشتند . و اندر سغد اغلب ديهها به دين مقنع در آمدند ، و از ديههاى بخارا بسيار [ 10 ] كافر شدند ، و كفر [ 11 ] آشكارا كردند ، و اين فتنه عظيم شد ، و بلا بر مسلمانان سخت شد ، كاروانها [ 12 ] مىزدند ، و ديهها غارت مىكردند ، و بسيار خرابى مىكردند . و [ سبب رفتن ( مقنع ) به ما وراء النهر اين بود كه چون ] [ 13 ] خبر [ 14 ] مقنع به خراسان فاش شد ، حميد بن قحطبه كه امير خراسان بود ، فرمود كه او را بند كنند ، او بگريخت از ديههء [ 15 ] خويش ، و پنهان مىبود ، چندانكه [ 16 ] او را معلوم شد كه به ولايت ما وراء النهر خلقى ( عظيم ) [ 17 ] به دين وى گرد آمده‌اند [ 18 ] ، و دين وى آشكارا
هامش
[ 1 ] - م : تا خلق را از راه بيرون برد - ب : و بسيار خلق را از راه برد [ 2 ] - دو سه سطر در نسخهء م پس و پيش شده و آنچه در بالا ميان علامت گذاشته شده در اين نسخه جايش اينجا است [ 3 ] - د : عبد الله عمر - خ : عبد الله بن عمر [ 4 ] - ش ، ب : و بوى [ 5 ] - م ، خ : و كش [ 6 ] - ب : هر جائى [ 7 ] - د ، ت ، خ : و روستاى او [ 8 ] - م ، ب ، خ : شوبخى - د : سوبخ - ب : شوبيخى [ 9 ] - خ : عمرو شوبخى [ 10 ] - خ : نيز بسيار [ 11 ] - م ، ب : و آخر [ 12 ] - د ، ت ، خ : كاروانها را [ 13 ] - م ، ب : اين قسمت را ندارد [ 14 ] - ب : و خبر [ 15 ] - خ : او گريخت از ده [ 16 ] - د ، ت ، خ : چندانى كه [ 17 ] - د ، خ : ( عظيم ) ندارد [ 18 ] - خ : آمدند