تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بخارا ( فارسي ) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١
تو هاشم بن حكيمى ، گفت غلط كرده‌ايد [ 1 ] ، من خداى شمايم ، و خداى همه عالم . خاكش بر دهان [ 2 ] و گفت من خود را به هر كدام نام خواهم خوانم ، و گفت من آنم كه خود را به صورت آدم به خلق نمودم ، و باز به صورت [ 3 ] نوح ، و باز به صورت ابراهيم ، و باز به صورت موسى ، و باز به صورت عيسى ، و باز به صورت محمد [ مصطفى ] [ 4 ] صلى الله عليه و آله [ 5 ] و سلم ، و باز به صورت ابو مسلم ، و باز به اين صورت كه مىبينيد [ 6 ] . مردمان گفتند ديگران دعوى پيغمبرى كردند ، تو دعوى خدائى مىكنى ، گفت ايشان نفسانى بودند من روحانىام ، كه اندر ايشان بودم ، و مرا اين قدرت هست [ 7 ] كه خود را به هر صورت كه خواهم بنمايم [ 8 ] . و نامه ها نوشت به هر ولايتى [ 9 ] ، و به داعيان خويش داد و اندر نامه چنين نوشت كه : بسم الله الرحمن الرحيم ، من هاشم بن حكيم سيد السادات الى فلان بن فلان [ 10 ] الحمد للَّه الذى لا إله الا هو ، إله آدم و نوح و ابراهيم و عيسى و موسى و محمد و ابو مسلم [ 11 ] ، ( ثم ان للمقنع [ 12 ] القدرة [ 13 ] و السلطان و العزة و البرهان . به من گرويد ، و بدانيد كه پادشاهى مراست . عليه اللعنه ، ( و عزّ ) و كردگارى [ 14 ] مراست و جز من خداى ديگر نيست . خاكش به دهان ، و هر كس كه به من گرود بهشت او راست ، و هر كه نگرود دوزخ او راست . ) [ 15 ]
هامش
[ 1 ] - ب : كرديد [ 2 ] - م ، ب ، خ : به دهان [ 3 ] - ب : و به صورت [ 4 ] - ش ، ب ( مصطفى ) ندارد [ 5 ] - د ، ب : ( و آله ) ندارد [ 6 ] - خ : مىبينند [ 7 ] - ب : نيست [ 8 ] - در اينجا در نسخهاى د ، خ : افزوده شده « و هنوز بمرو مىبود و داعيان بهر جاى بيرون كرد تا خلق را از راه ببرند » چون در بعد تكرار مىشد در متن آورده نشد [ 9 ] - خ : بهر ولايت [ 10 ] - م ، ب : الفلان - خ : الفلانى [ 11 ] - در نسخهء ب : عبارت « هنوز بمرو مىبود و اعيان . . . در اينجا در وسط نامه آمده است [ 12 ] - م ، ب : ثم ابا المقنع [ 13 ] - د ، خ : و القدرة [ 14 ] - ب : كردارى [ 15 ] - م ، ب و راست - آنچه در ميان علامت ( ) گذاشته شده در نسخهء م موضعش در چند سطر بعد است