تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بخارا ( فارسي ) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
ايشان [ 1 ] را به نزديك خويش خواندى ، و خريدارى كردى ، چون نفروختندى باز به زندان فرستادى [ 2 ] ، و عقوبت زيادت فرمودى ، تا پانزده سال بر اين بر آمد ، و ايشان عقوبت و رنج بسيار [ 3 ] مىكشيدند ، و املاك خويش نمىفروختند . روزى حفص بن هاشم ايشان را بخواند و گفت : روزگارى دراز گشت تا شما در عقوبت مانده‌ايد ، آخر چه چيز را مىيابيد [ 4 ] ، حسن بن علاء گفت يكى از سه كار را مىيابيم [ 5 ] ، يا آنكه تو بميرى ، يا خداوندگار تو بميرد ، يا ما بميريم . حفص فرمود تا آن روز بند و عقوبت زيادت كردند [ 6 ] . از اين سخن يك ماه بر نيامده بود كه امير خراسان بمرد . و غوغا برخاست ، و زندان بشكستند . و حفص بن هاشم بگريخت ، و سراى او را غارت كردند ، و حفص همچنان متوارى بودى [ 7 ] كه بمرد ، و حسن [ 8 ] بن علا با برادران خويش به بخارا باز آمدند . چون [ 9 ] از در بنى سعد بگذرى در بنى اسد است [ 10 ] ، و اين در را در جاهليت در مهره خوانده‌اند . و چون از آن در بيرون آئى ، و به پايان فرود آئى [ 11 ] ، سراى امير خراسان است . و دروازهء ديگر را در كبريه [ 12 ] خوانده‌اند . از بهر آنكه چون از دروازه بيرون آئى ، حصار در پيش باشد . و امروز آن محله ويران شده است . و آن محله را فغسادره [ 13 ] مىخوانند . و اكنون آن جايگاه [ 14 ] گورستانها شده است . و خانهاى عرب بيشتر به آن دروازه بوده است ، و آن [ 15 ] دروازه استوارترين دروازه هاست .
هامش
[ 1 ] - ب : يك بار ايشان - خ : ايشان را يك بار - د : ( ايشان ) ندارد [ 2 ] - ت : بفرستادى [ 3 ] - م ، ش ، ب : ( بسيار ) ندارد [ 4 ] - م : يابيد [ 5 ] - خ : مىيابيم [ 6 ] - خ : كرده اند [ 7 ] - د : مىبود [ 8 ] - د خ : و حسين [ 9 ] - د ، ب ، خ : و چون [ 10 ] - ب ( است ) ندارد [ 11 ] - خ : و به بيابان فرود آيى - د : در بگذرى بيرون آيى و به بيابان فرود آيى [ 12 ] - م : در كندنو [ 13 ] - د : فغسادره - خ : ففساده [ 14 ] - م ، ب : ( جايگاه ) ندارد - و در حاشيه نوشته شده « جايگاه » - ش ، خ : آنجايگه [ 15 ] - د ، خ : باشد و اين
تاريخ بخارا ( فارسي ) — صفحة 76 | محمد بن جعفر النرشخي / ابو نصر احمد بن محمد بن نصر القباوى