و كمر بزرگ دارد ، و در ازاى آن مقدار [ 1 ] شست گام است ، و زير آن كمر خانهاى بسيار است ، و اين عمارت را [ 2 ] اميرى كرده است كه نام او سوباش [ 3 ] تكين است ، و هم بدين موضع گورخانهء اوست .
و دروازهء ديگر را در حقره است [ 4 ] و خواجهء امام ابو حفص كبير بخارى رحمة الله عليه بدان محله مىبودهاند [ 5 ] . و ايشان از بخارا [ 6 ] به بغداد رفته [ 7 ] ، و شاگردى امام محمد حسن [ 8 ] شيبانى رحمه الله كرده ، و مثل وى كسى در ولايت نبوده . و وى از جملهء متأخران بخار است . هم زاهد بود هم عالم . و بخارا به سبب وى قبة الاسلام شده است ، و سبب آنكه اهل بخارا با علم شدند و علم در وى فاش شد ، و ائمه و علما محترم گشتند ، سبب او بوده است [ 9 ] . و پسر او ابو عبد الله را علم [ 10 ] بدان درجه بوده است ، كه چون قافله از حج گشتى ، علماء [ 11 ] ايشان به نزديك خواجهء امام ابو حفص آمدندى ، و از او [ 12 ] مسئله پرسيدندى [ 13 ] .
او گفتى از عراق مىآئى چرا از علماء عراق نپرسيدى . گفتى [ 14 ] در اين مسئله با علماء عراق مناظره كردم ، ايشان جواب نتوانستند گفتن ، و مرا گفتند چون به بخارا رسى ، اين مسئله را از خواجهء ( امام ) ابو حفص بخارى پرس [ 15 ] ، يا از فرزندان ايشان بپرسيد ، آنگاه وى اين مسئله را جواب با صواب [ 16 ] گفتى .
و خواجه ابو حفص هر شبان [ 17 ] روزى دو بار ختم قرآن كردى ، با آنكه مردمان را علم آموختى . و چون ضعيف و پير شد ، يك بار ختم كردى ، و
هامش
[ 1 ] - ش ، م ، ب : و درازى آن مقدار - خ : و درازاى مقدار
[ 2 ] - ش ( را ) ندارد
[ 3 ] - د ، خ :
سوباش - ش ، ب ، ت : سوناش
[ 4 ] - د ، ت ، ب ، خ : حفره
[ 5 ] - خ : ببوده است
[ 6 ] - د ، خ : از اينجا
[ 7 ] - م : رفتهاند - خ : رفت
[ 8 ] - د ، خ : حسن - نسخ ديگر : حسين ؟
[ 9 ] - م : ( سبب ) ندارد - ت ، م : سبب او شده است
[ 10 ] - م ، ب : علم او
[ 11 ] - م ، ب : عالم
[ 12 ] - د ، ب ، خ :
آمدى و از او - م : آمدندى و علما از او
[ 13 ] - د ، م ، ب ، خ : پرسيدى
[ 14 ] - خ : گفت
[ 15 ] - م ، ب : پرسى
[ 16 ] - م : بصواب
[ 17 ] - د ، ت : شبانه