تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بخارا ( فارسي ) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
خان او به ملك بنشست ، طمغاج خان را پسرى ديگر بود شمس الملك نصر بن ابراهيم ، او قصد بخارا كرد ، سپس [ 1 ] حصار بخارا استوار كرد . شمس الملك بر در حصار بخارا جنگ كرد ، از منارهء مسجد جامع به حصار تير انداختند ، و اهل حصار را از آن رنج بود [ 2 ] . شمس الملك فرمود تا از حصار آتش انداختند و سر مناره از چوب بود بسوخت ، و سوخته ها به مسجد [ 3 ] جامع فرود آمد . و مسجد جامع نيز بسوخت . چون ملك شمس الملك حصار را بگرفت ، و ملك بخارا او را مسلم شد ، فرمود تا مسجد جامع باز بنا كردند ، اندر ميان حصار و ميان [ 4 ] مسجد جامع خندق فرمود كندند ، و سر مناره ( را ) [ 5 ] از خشت پخته ساختند . مقصوره و آن سراى كه مقصوره در او است [ 6 ] از حصار دور تر فرمود . و خواجگان و توانگران هر كسى يارى دادند تا اين عمارت تمام شد . و اين سوختن مسجد جامع به سال چهار صد و شصت بود ، و در سال چهار صد و شصت و يك بود كه تمام شد . محمد بن ابى بكر گويد كه از ثقات شنودم كه اين مقصوره و منبر و محراب كه در بخار است ، ملك شمس الملك [ 7 ] فرمود تا به سمرقند تراشيدند ، و منقش [ 8 ] كردند ، و به بخارا آوردند . و اين مسجد بر اين صفت مىبود ، تا به روزگار ارسلان خان محمد بن سليمان ، او فرمود تا مسجد جامع از حصار دور تر كردند ، تا خللى پديد نيايد ، چنان كه به وقت شمس الملك . و ارسلان خان در شارستان خانه هاى [ 9 ] بسيار خريد ، و از مسجد جامع آنچه به حصار نزديكتر بود فرمود نهادند ، و مناره به نزديك حصار ، بفرمود
هامش
[ 1 ] - د ، ت ، ش ، ب : سيفس - خ : سفش ؟ [ 2 ] - خ : و اهل حصار بخارا استوار كرد - د : در آن رنج بود [ 3 ] - د ، ت ، خ : در مسجد [ 4 ] - ب ، خ : ( ميان ) ندارد [ 5 ] - د ، ب ، خ : ( را ) ندارد [ 6 ] - خ : درويست [ 7 ] - د : الدين [ 8 ] - ش ، ب : بنقش [ 9 ] - خ : جايهاى