( 1 ) كه اختيار نمودهاى تو او را از براى نفس خود و عطيه نمودهاى تو به او مر علم پنهان خود را [ از براى ذات خود ] پس نرسيده است او را هلاككنندههاى از تهمتها و نه واردشوندههاى از فتنهها تا آن كه « 1 » باشيم از براى تو در دنيا اطاعتكنندگان و در آخرت هميشه در پناه تو باشيم
2 - قنوتهاى مولاى ما حضرت ابو عبد الله امام حسين بن على عليهما السلام
الف :
بار خدايا از تو است ابتداء اشيا و از براى تو است اراده « 2 » و از براى تو است تغيير دادن اشيا و از براى تو است توانايى « 3 » و تويى خدائى كه نيست خدائى مگر تو ، گردانيدهاى تو دلهاى دوستان خود را محلّ قرار گرفتن از براى خواهش تو و جاى پنهانى از براى قصد تو و گردانيدهاى تو « 4 » عقلهاى ايشان را محلهاى نصب نمودن امرهاى تو و نهىهاى تو . پس تو هر گاه خواهى آنچه را كه اراده نمائى بيرون مىآورى تو از امرهاى پنهان در عقلهاى ايشان نهانىهاى ( 2 ) آنچه را كه پنهان نمودهاى تو در ايشان و ظاهر مىگردانى تو « 5 » [ آغاز كردهاى ] از ارادهء خود بر زبانهاى ايشان آنچه را كه فهمانيدهاى تو به ايشان آن چيز را از جانب خود در خاطرهاى ايشان به سبب عقلهائى كه مىخوانند ترا و مىخوانند مردم را به سوى تو به حقيقتهاى آنچه بخشيدهاى تو به ايشان آن چيز را . و بدرستى كه « 6 » من هر آينه مىدانم چيزها را از جهت تعليم نمودن تو مرا از آنچه تو شكر كرده شدهاى بر آنچه از آن جهت نمودهاى تو به من چيزها را و به سوى آن جاى دادهاى تو مرا . خداوندا و بدرستى كه من با وجود اينها همه پناه آورندهام به سوى تو و التجا آورندهام به حول و توانائى تو ، خشنودم به حكم تو كه راندهاى تو او را به سوى من در علم خود ، روانهام به جايى كه
هامش
( 1 ) « حتّى نكون » متعلق است به « الّذى بيننا و بينك » تا به آخر ، يعنى گردانيدهاى تو پيغمبر صلى الله عليه و آله را واسطهء ميان ما و ميان خود و فرستادهاى تو او را بر خلايق و نگاهداشتهاى تو او را از جهت آن كه ما در دنيا اطاعتكننده مر ترا باشيم و در آخرت هميشه و دايم در پناه تو باشيم . و اللَّه يعلم
( 2 ) يعنى ارادهء خلق اشيا به كيفيت و نظامى كه موافق حكمت و مصلحت است .
( 3 ) متحمل است كه حول به معنى قوّت و قدرت باشد ، و ذكر قوّت بعد از آن از جهت تأكيد باشد . و اللَّه يعلم
( 4 ) يعنى عقلهاى ايشان را محلّ از براى وحى فرستادن و الهام نمودن ايشان به امرها و نهىهاى خود گردانيدهاى ، چنانچه هر چيز كه ايشان بفرمايند پس وحيى و امرى از جانب تو خواهد بود . و اللَّه يعلم
( 5 ) حاصل معنى اين دو فقره آن كه : هر گاه جناب اقدس الهى خواهد كه عباد را امرى يا نهيى نمايد ، الهام مىنمايد و مىانداز به دلهاى ائمّه عليهم السلام كه به زبان خود جارى نمايند و امر كنند عباد را كه فلان كار كنيد يا نهى نمايند ايشان را كه مرتكب آن نشوند ، و از اين ظاهر مىشود كه بعد از انتقال پيغمبر اختيار عباد در اوامر و نواهى با ائمّه عليهم السلام است و احكام جزئى نيز به ايشان الهام مىشود ، چنانچه به اين مضمون احاديث بسيار وارد شده . مترجم گويد كه : بلكه اعتقاد به اين دور نيست كه از شرايط ايمان باشد . و اللَّه يعلم
( 6 ) حاصل معنى آن كه به درستى كه علم و دانستن من چيزها را از جهت آن است كه تو مرا تعليم نمودهاى ، و لازم است بر من كه ترا بر آن عقل و فهم شكر نمايم كه تو آن را به من دادهاى كه از آن جهت به من چيزها را نمودهاى ، و به سوى آن جاى دادهاى مرا و رجوع فرمودهاى مرا . و اللَّه يعلم