( 1 ) بليهء آزمايش « 1 » و از وسوسهء قليل « 2 » شيطان به سبب بزرگى تو كه مخلوط و وارد نمىشود آن را خفت نفس به سبب در بلا انداختن آن « 3 » و نه جنان و خيال واردشونده « 4 » به سبب توهّم انداختن و نمىرسد به او جنونى [ دهشتى ] « 5 » تا آن كه برگردانى تو مرا به سوى خود به سبب ارادهء تو در حالى كه غير متّهم باشم در دين و نه گمان بد برده شده باشم در عمل و نباشم شك زده شده و نه تهمت زده شده ، بدرستى كه تو رحمكنندهتر از رحم نمايندگانى .
3 - قنوتهاى مولاى ما حضرت امام زين العابدين ابو محمّد على بن الحسين عليهما السلام
الف :
بار خدايا بدرستى كه خلقت « 6 » بشريت و طبيعت انسانيت و چيزى كه جارى شده است بر آن تركيبهاى نفسانى و بسته شده است به آن بستهشدههاى خلقت انسانى عاجز است از بار برداشتن واردشوندههاى قضاها و حكمها مگر آنچه را كه توفيق داده باشى تو از براى آن اهل برگزيدگى را و امداد نموده باشى تو بر آن صاحبان اختيار را ( 2 ) خداوندا و بدرستى كه همهء دلها در كف اختيار تو است و خواهش از براى توست در پادشاهى تو « 7 » و به تحقيق كه مىدانى اى پروردگار من آنچه را كه خواهش « 8 » به سوى تو در بر طرف شدن آن چيز واقع است « 9 » در وقتهاى آن به قدرت تو ثابت است آن به سبب تعيين تو از ارادهء خود و بدرستى كه من هر آينه مىدانم
هامش
( 1 ) يعنى آزمايش و امتحانى كه از جهت بدى و عصيان بنده و اتمام حجّت بر بندگان باشد ، زيرا كه امتحان نمودن خداى تعالى بندهء خود را خواه به دادن نعمتها و رفاهيّت دنيوى و خواه به آزارها و تعبها ، از دو جهت مىباشد : يكى از جهت اتمام حجّت بر او و رسوا نمودن حال او كه بر مردم ظاهر شود كه نه در حال نعمت شكر خداى بجاى آورد و نه در حال آزار صبر نموده به جناب اقدس الهى متوسل مىگردد ، بلكه پيوسته عمر خود را به غفلت مىگذارند و اين آن امتحانى است كه از آن پناه به جناب اقدس الهى بايد بردن چنانچه فقرهء دعا اشاره به آن است و ديگرى امتحانى است كه خداى تعالى مؤمنان و دوستان خود را مىنمايد خواه به نعمتها و رفاهيّت در امر معاش و غير آنها باشد ، يا آن كه به آزارها و تعبها و مصيبتهاى دنيوى باشد و اين امتحان از جهت آن است كه بر مردم ظاهر شود كه آن بندهء مؤمن در نعمتهاى الهى شكر او را بجاى مىآورد و در آزارها و تعبها صبر نموده كمال رضامندى به عمل مىآورد . و اللَّه يعلم بحقايق الامور
( 2 ) و يا از جنون و آزار و تعب بسيار قليلى كه برسد از شيطان و طلب محافظت نمودن از وسوسه و آزار بسيار قليل شيطانى به طريق اولى لازم دارد مطالبه نمودن محافظت از بسيار آن را . و اللَّه يعلم
( 3 ) يعنى به بلا انداختن و فتنه نمودن كسى او را چنانچه بنى نوع انسان بعضى بعضى ديگر را به فتنه و بلا مىاندازند ، چنان كه در قرآن مجيد اشارهء به اين شده است . و اللَّه يعلم
( 4 ) طيف و جنون خيالى است كه به سبب توهّمهاى باطل و خيالات فاسده وارد شود . و اللَّه يعلم
( 5 ) فرح به معنى دهشت و بر طرف شدن عقل نيز آمده و فرج « به جيم » موضع ترس است .
( 6 ) حاصل معنى آن كه علايق بدنى و طبيعتهاى انسانى و خواهشهاى نفسانى مانع شدهاند بنى آدم را از آن كه متحمّل قضاها و حكمها شود و در بلاها و مصيبتها صبر نمايد و راضى شود ، مگر كسى كه خداى تعالى او را توفيق داده باشد و او را از جملهء برگزيدگان و خاصان خود گردانيده باشد كه عبارت از انبياء و ائمّه عليهم السلام مىباشند . و اللَّه يعلم
( 7 ) ملكتك به معنى ملكك است .
( 8 ) يعنى خواهش در بر طرف شدن و زايل شدن آن چيز به سوى تو و به يد قدرت تو است كه هر گاه خواهى تو آن را بر طرف مىنمائى . و اللَّه يعلم
( 9 ) محتمل است كه هر يك از واقعة و واقفة به نصب خوانده شود ، بنا بر اين كه حال باشند از كلمهء « ما » در « ما الرغبة » يعنى اى پروردگار من چيزى را مىدانى كه خواهش در زايل شدن آن چيز به سوى تو است ، در حالى كه آن چيز واقع است در وقتهاى خود ، تا به آخر . و اللَّه يعلم بالصواب