آن كه از براى تو است سراى جزا دادن از خوب و بد از جهت ثواب دادن و عقاب نمودن ( 1 ) و آن كه از براى تو است روزى كه « 1 » مؤاخذه مىنماى در آن روز به حق و راستى ، « 2 » مىدانم آن كه حلم تو شبيهترين چيزهاست به بخشش تو « 3 » و لايقترين آنها است به چيزى كه وصف نمودهاى تو به آن چيز نفس خود را در شفقت تو و در مهربانى تو ، و تو در كمينگاه و ملاحظهء مر احوال هر ظالمى در پستى مرتبه و سنگينى عذاب آخرت او و بدى جاى او . خداوندا و بدرستى كه تو به تحقيق وسعت و قدرت دادهاى « 4 » مخلوقات خود را از جهت رحمت و علم و به تحقيق كه تغيير داده شده است حكمهاى تو و تبديل كرده شده است طريقهاى پيغمبر تو و طغيان نمودند ستمكاران بر جماعت مخصوصان تو « 5 » و حلال نمودند حرام ترا ، « 6 » و سوار شدند مركبهاى مداومت بر جرأت نمودن بر تو را . خداوندا پس تعجيل نماى به سوى ايشان به سختىهاى غضب خود [ غضبگاههاى خود ] و به شدتهاى عذابهاى خودت و به از بيخ بركندن غضب تو ( يعنى ايشان ) را و پاك گردان شهرها را از ايشان و محو نماى از بلاد اثرهاى ايشان را و سرنگون نماى از جاىهاى هموار شهرها و از مواضع آنها محل نور و علامت ايشان را و مقطوع گردان ايشان را به هلاك نمودن تو تا آن كه باقى نگذارى از ايشان پى و بنيادى از براى ظاهرشوندهاى و نه نشانى از براى قصدكنندهاى و نه پناه و مفرّى جهت اراده نمايندهاى و نه طلبكنندهاى مر مطلوبى را .
( 2 ) بار خدايا بر طرف كن اثرهاى ايشان را و محو نماى مالهاى ايشان را و خانههاى ايشان را و بر طرف نماى اولاد ايشان را و جدا ساز مهرههاى پشت ايشان را و تعجيل نماى به سوى عذاب دائمى خود بازگشت ايشان را و بر پاى دار مر حقّ را « 7 » در محلهاى نصب او و برافروز و روشن گردان « 8 » از براى راهنمائى چوبهاى آتشزنهء حق را « 9 »
هامش
( 1 ) مراد از روز مؤاخذه نمودن روز قيامت است ، و ممكن است كه مراد روز ظهور حضرت صاحب الامر عليه السلام باشد . و اللَّه يعلم
( 2 ) قوله « بالحقّ » يعنى روزى كه مؤاخذه مىنمائى و جزا مىدهى تو مردم را به حق و راستى ، يا آن كه روزى كه مؤاخذه مىنمائى و مىستانى حقّ هر شخصى را از ديگرى كه ظلم نموده بر او ، يا روزى كه مكافات مىدهى مردم را به سبب حقّ يعنى قائم آل محمّد عليه السلام . و اللَّه يعلم
( 3 ) حاصل معنى آن كه كرم و شفقت و مهربانى تو سبب آن شده است كه حلم نمودهاى تو از كارهاى جماعت ظالمان و مهلت دادهاى تو ايشان را در آن كه هر چيز خواهند آن را كنند و ليكن تو مىدانى كارهاى ايشان را و در آخرت جزاى ايشان را خواهى داد . و اللَّه يعلم
( 4 ) يعنى بازگذاشتهاى تو ايشان را و در دنيا كه هر چيز خواهند كنند . و اللَّه يعلم
( 5 ) مراد از خلصا ائمّه عليهم السلام هستند .
( 6 ) يعنى خون ائمّه عليهم السلام را ، يا اموال ايشان را ، يا مطلق آزار دادن و ستم نمودن ايشان را . و اللَّه يعلم
( 7 ) مراد از حقّ مطلق امامت ائمّه عليهم السلام است ، يا آن كه خصوص امامت حضرت صاحب الامر عليه السلام است ، يا آن كه دين حقّ است كه مذهب اثنى عشرى است .
( 8 ) قدح به معنى آتش زدن است .
( 9 ) « زناد » به كسر ، جمع « زند » است . و عربها چون خواهند كه آتش افروزند ، دو چوب را بهم مىسايند تا آتش از آنها بيرون آيد ، پس چوب بالايى را ( زند ) و چوب پائينى را « زنده » گويند ، و بعضى « زند » را به سنگ آتش زنه نيز تفسير نمودهاند .