تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى ) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
يارى تو « 1 » و توئى يارى دهنده مر حق را و مددكار اوئى و اگر چه دور است نهايت رسيدن از مطلب ( 1 ) و دراز است « 2 » زمان به سوى بر طرف نمودن دشمنان خداوندا رحمت فرست بر محمّد و آل او ، و داخل گردان آنها را با جماعت ناصبيان « 3 » در عذاب دائمى « 4 » و كور نماى از ديدن راه حق چشم‌هاى ايشان را و دراز گردان زمان فرو رفتن ايشان را در لذت‌هاى ايشان كه پوشاننده است تا آن كه فراگيرى تو ايشان را ناگاه و حال آن كه بىخبران باشند و در وقت سحرگاه و حال آن كه باشند ايشان در خواب ، به آن حقّ و ثابتى كه « 5 » ظاهر مىكنى تو آن را ، و به حق دستى كه قهر مىنمائى به سبب آن و دانائى كه ظاهر مىنمائى تو آن را ، بدرستى كه تو بخشندهء دانائى ( 2 ) ب : دعاى ديگرى كه آن حضرت در قنوت خواندند : خداوندا بدرستى كه تو پروردگار مهربانى و پادشاه لطف و رحمت‌كننده‌اى و انيسى و توئى فريادرس از براى متحيّر مظلوم و راهنماى گم‌شدهء نابينا مىبينى تو خطور رازهاى نهانى هر پنهان را همچنان كه مىبينى سخن‌هاى همهء سخنگويان را . سؤال مىكنم ترا به حق پنهانىهاى علم تو در باطن‌هاى نهانىهاى هر راز نهان‌گوئى به سوى تو ، آن كه رحمت فرستى تو بر محمّد و بر آل او آن چنان رحمتى كه پيشى گيريم ما [ پيش گرفته شود ] به سبب آن كسى را كه سعى نموده باشد از پيشينيان و بگذريم ما در آن رحمت كسى را كه سعى نمايد از بازماندگان و آن كه صله دهى تو شخصى را « 6 » كه واسطه است بين ما و تو صلهء كسى
هامش
( 1 ) اشاره است به ظهور و خروج قائم آل محمد عليه السلام ، يعنى حضرت صاحب الامر عليه السلام و نصرت دادن ايشان دين حقّ را و قلع و قمع نمودن ايشان كفّار و منافقان را . و اللَّه يعلم ( 2 ) حاصل معنى جميع فقره‌ها آن كه چون از جهت اضطرار و لاعلاجى با ظالمان و منافقان صلح نمودم ، پس شيوهء تقيّه و مدارا را پيشنهاد خود نموده ، مسلك و رويّه و طريقهء آن جماعت را اخذ نموده ، به روش ايشان سلوك نمودم و صبر كردم تا به وقتى كه جناب اقدس الهى دين خود را يارى نمايد و قايم آل محمّد عليه السلام ظهور كند و هر چند رسيدن به آن مطلب دور است و وقت آن دراز است كه ظالمان و منافقان فانى شوند و مستأصل گردند . و اللَّه يعلم ( 3 ) ناصبى كسى است كه نصب عداوت حضرت امير عليه السلام نموده باشد و بغض آن حضرت در دل او باشد ، و بعضى گفته‌اند كه : ناصبى كسى است كه نصب عداوت مطلق اهل بيت عليهم السلام نموده باشد ، و بعضى ديگر گفته‌اند كه : ناصبى كسى است كه نصب عداوت شيعيان ايشان نموده باشد ، به دليل آن كه از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام منقول است كه آن حضرت فرمودند كه : ناصب كسى نيست كه نصب عداوت ما اهل بيت را نموده باشد ، زيرا كه مردى يافت نمىشود كه گويد من با محمّد و با آل او بغض دارم ، بلكه ناصب شخصى است كه نصب عداوت را با شما شيعيان نموده باشد كه چرا ما اهل بيت را دوست مىداريد و اقرار به امامت ما داريد . مترجم گويد كه معنى : اخير در نزد فقير اقوى و اصحّ است . و اللَّه يعلم ( 4 ) يعنى در عذاب دايمى و هميشگى ( 5 ) مراد از « حقّ » و « يد » و « علم » حضرت صاحب الامر عليه السلام است ، چه در احاديث وارد شده كه ائمّه عليهم السلام به منزلهء دست خدايند ، چه احكام و معجزات الهى به وساطت ايشان ظاهر و صادر مىشود ، و همچنين محلّ علوم الهىاند . ( 6 ) مراد حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله است كه واسطه است ميانه ما و ميان جناب اقدس الهى در رسانيدن علوم و احكام و اخبار و اوامر و نواهى و غير آن‌ها . و اللَّه يعلم
مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى ) — صفحة 89 | السيد ابن طاووس / الطبسي