( 1 ) نمودم كه اين دعا را به نحوى ذكر كنم كه يافتم .
( 2 ) دعاى عبرات به روايتى ديگر :
خداوندا بدرستى كه من سؤال مىكنم ترا اى رحمكنندهء اشكهاى چشم و اى بر طرف كنندهء اندوهها توئى آنكه پراكنده مىكنى ابرهاى محنتها و رنجها را و به تحقيق كه گرديدهاند گران و مىشكافى ابرهاى سياه كينهها را و به تحقيق كه پوشانيدهاند دامنهاى آسمان را و مىگردانى زراعت آن كينهها را گياه خشكيده و بناهاى آنها را خراب و استخوانهاى آنها را پوسيده و برمىگردانى تو مغلوب را غلبهكننده و طلب كرده شده را طلبكننده و خشم كردهشدهء بر او را قهركننده و قدرت داشتهشدهء بر او را صاحب قدرت پس بسا اى خداوند من از بندهاى « 1 » كه خوانده است ترا اى پروردگار من به آنكه من مغلوبم « 2 » پس انتقام كش پس گشودهاى تو براى او از يارى كردن خود درهاى آسمان را به آبى به غايت ريزان و روان ساختهاى براى او از مددكارى خود چشمهها را پس رسيدن آن آب بر نهجى كه به تحقيق مقدّر شده بود و سوارى كردى تو او را از جهت محافظت كردن تو او را بر كشتى صاحب تختهها و ميخها اى كسى كه هر گاه داخل شود بندهء تو در شبى كه از حيرانى خود متحيّر و سرگردان باشد ( 3 ) و نيابد براى خود فريادرس را كه برسد به فرياد او از دوستى نزديك مىيابد آن بنده از اعانت تو فريادرسى را و غوررسى را « 3 » و دوستى را كه طلب نمايد آن بنده را شتابان نجات مىدهد او را از تنگى امر او و از دلگيرى او و ظاهر مىسازد [ ظاهر مىشود ] براى او نشانههاى نجات او را « 4 » خداوندا پس اى كسى كه قدرت و توانائى او قهركننده است و عقوبتهاى او شكنندهء پشت است براى هر صاحب جبروتى هلاككننده است مر هر كافر محيل را ، سؤال مىكنم از تو نگاهى را از نگاهان تو كه باشد رحمكننده و بر طرف شود به سبب آن نظر توجّه تاريكى ثابت پاينده در آفتى و بلائى كه خشك شده است از جهت آن پستانهاى حيوانات [ و تلف شده است از آن جهت زراعتها ] و ريزان شده است از جهت آن اشكهاى چشمها و شامل شده است از جهت آن بر دلها نااميدى و روان شده است به سبب آن
هامش
( 1 ) مراد حضرت نوح عليه السلام است .
( 2 ) يعنى مردمان بر من غلبه كردهاند .
( 3 ) « مغيث » به معنى فرياد رسنده است و تكرار جهت تاكيد است .
( 4 ) يا آنكه ظاهر مىشود براى او نشانههاى خلاصى او چنانچه اعراب شده . و اللَّه يعلم