تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى ) — صفحة 530

مساهمون:

ص٥٣٠
( 1 ) بيشتر از توانائى تو توانائى را يا بخشنده‌تر از انتقام كشيدن تو « 1 » انتقام كشيدنى را چه چيز خواهد بود عذر من اى خداى من هر گاه محروم شوم من در نيكوئى نگاهداشتى تو عطيهء خود را و حال آنكه توئى آن كسى كه نااميد نمىشود اميدوار از تو [ نااميد نمىگردانى تو « 2 » اميدوارى از رحمت خود را ] و برگرديده نمىشود مسألت سؤال [ برنمىگردانى مسألت‌كننده از خود را ] اى خداى من اى خداى من كجاست رحمت تو آن رحمتى كه آن يارىكنندهء ضعيفان است از خلايق و كجاست كجاست نگاهداشتن تو كه آن پر نيست براى نشانه گرديده‌شدگان از براى ستم روزگار بفرست بسوى من بسوى من آن نگاهداشتى را اى پروردگار من نجات ده مرا از گروه ستمكاران ( 2 ) بدرستى كه به من رسيده است آزار و بلا و توئى رحم‌كننده‌ترين رحم‌كنندگان اى مولاى من مىبينى تو حيرت مرا در كار من و مشتمل بودن مرا بر سوختگى دل من و گرمى سينهء من پس ببخش به من اى پروردگار من به حقّ آنچه تو سزاوار آنى و گشادگى و بيرون آمدن از بلاها را و آسان گردان براى من به جانب ميسّر شدن كارها راهى را و بگردان كسى را كه نصب كند دامى را براى من از جهت آنكه بيندازد مرا در آن دام افتاده در آنچه حيله كرده است و شخصى را كه مىكند براى من چاهى را از جهت آنكه واقع سازد مرا در آن چاه بگردان او را واقع در آنچه كنده آن را و برگردان از من شرّ او را و مكر او را و فتنهء او را و ضرر او را ( 3 ) آنچه را كه برمىگردانى تو آن را از گروه پرهيزكاران اى خداى من اين است بندهء تو اين است بندهء تو برآور حاجت او را و اين است بندهء ضعيف تو بندهء ضعيف تو بر طرف كن اندوه او را پس بتحقيق كه بريده شده است از او هر وسيله‌اى مگر وسيلهء تو و كوتاه شده است از او هر سايه‌اى مگر سايهء رحمت تو اى مولاى من دعاى من اين دعا اگر رد كنى تو آن را كجا مىرسد به محلّ برآمدن آن حاجت و گمان و اعتقاد من اين است اگر درست نگردانى آن را كجا مىرسد به محلّ درست بودن پس دور مگردان از در رحمت خود كسى را كه نمىشناسد به غير از آن درى را و منع مكن از نزد پناه خود كسى را كه نشناسد سواى آن پناهى را اى خداى من بدرستى كه روئى كه بسوى تو به رغبت خود روى آورده باشد پس رغبت‌كننده سزاوار است به آنكه نااميد نگردانى تو او را و بدرستى پيشانى كه نزد تو به زارى و خوارى سجده كرده
هامش
( 1 ) و ممكن است كه انتصار به معنى بسيارى نصرت دادن و يارى كردن باشد . و اللَّه يعلم ( 2 ) يا آنكه نااميد نمىگردانى تو اميدوارى از رحمت خود را چنانچه شده و بر اين قياس است لا تردّ . و اللَّه يعلم