( 1 ) اى خداى من بدرستى كه روئى كه بسوى تو به رغبت خود آورده است و رغبت دارنده سزاوار است به آنكه اجابت كنى تو او را و بدرستى پيشانىاى كه از براى تو به زارى خود سجده كرده باشد لايق است آنكه برسد او به آنچه اراده نموده است و آنكه گونهاى كه بسوى تو به سؤال خود به خاك ماليده باشد سزاوارست به آنكه برسد به مقصود خود و رستگار شود و اينكه من حاضرم اى خداى من به تحقيق كه مىبينى خاك ماليدن گونهء مرا و زارى كردن مرا و سعى مرا در سؤال كردن از تو و مبالغهء مرا پس برسان « 1 » اى پروردگار من سؤالهاى مرا به حقّ شفقت خود به درجهء قبول و آسان گردان به سوى خواهشهاى من به حقّ عزّت خود رسيدن را و ميسّر كن براى من چيدن ميوهء اجابت كردن خود را ميسّر كردنى آسان اى خداى من نيست جانب قوى سختتر و قويتر از تو ( 2 ) تا آنكه ميل كنم به سوى جانب قوى بسيار محكم و به تحقيق كه ميل كردهام به سوى تو و اعتماد نمودهام در برآوردن حاجتهاى من بر تو و نيست گفتارى محكمتر و درستتر از خواندن تو تا آنكه طلب « 2 » اعانت نمايم به گفتار محكم و درست و به تحقيق كه خواندهام من ترا همچنان كه فرمودهاى تو پس اجابت كن براى من به احسان خود همچنان كه وعده نمودهاى تو پس آيا باقى مانده است چيزى اى پروردگار من مگر آنكه اجابت كنى براى من و رحم كنى از من گريه و ناله را اى كسى كه نيست خدائى به غير از او و اى كسى كه اجابت مىكند بيچارهء را هر گاه بخواند او را اى پروردگار من يارى ده مرا بر گروه ستمكاران و بگشاى براى من در بسته را و تو بهترين گشايندگانى و مهربانى كن به من اى پروردگار من و به همه مردان مؤمن و زنان مؤمنه به رحمت خود اى رحمكنندهترين رحمكنندگان .
( 3 ) سيّد ما و مولاى ما امام عالم عملكنندهء فقيه علامه فاضل صالح زاهد ابو القاسم علىّ بن موسى بن جعفر محمّد بن طاوس علوى فاطمى مىگويد كه خداى تعالى او را در دنيا و آخرت نيكبخت گرداند و به او هر آن چيزى را عطا نمايد كه او را خوشحال سازد به حقّ محمّد و آل او كه پاكان و پاكيزگان هستند كه : و چون من اين دعاى عبرات را بعد از وفات برادر دينى خود قاضى رضى الدّين آوى - كه خدا او را بيامرزد و خداى تعالى قبر او را پر نور گرداند - در جملهء يك مجلد كتاب كهنهاى يافتم كه آن را برادر دينى من علىّ ، - مشهور به ابن وزير ورّاق - حاضر نمود كه در اوّل آن كتاب دعاى طلحى بود و در اين دعاى عبرات زياديتها و كمىها و اختلاف بسيار بود با آنچه سابقا به روايت قاضى رضى الدّين ذكر نموده بودم . لهذا اراده
هامش
( 1 ) يا آنكه به من اى پروردگار من سؤالهاى مرا به حقّ شفقت و مهربانى خود از روى قبول عطا كن . و اللَّه يعلم
( 2 ) يا آنكه تكيه نمايم