تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى ) — صفحة 438

مساهمون:

ص٤٣٨
( 1 ) كه بر او باد درود و حال آنكه گناه كار و ستم‌كننده بود بر خود در هنگامى كه رسيده بود به گناه « 1 » پس آمرزيدى تو براى او گناه او را و قبول كردى تو توبه او را و برآوردى تو براى او حاجت او را و بودى تو به او نزديك اى نزديك به همه كس آنكه رحمت فرستى « 2 » بر محمّد و بر آل محمّد و آنكه بيامرزى براى من گناه مرا و خشنود گردى از من پس اگر خشنود نگردى از من پس درگذر از گناه من پس بدرستى كه من بدكننده‌ام و ستم نماينده و گناه‌كار و نافرمان بردارم و به تحقيق كه در مىگذرد آقا از بندهء خود و حال آنكه نيست خشنود از او و آنكه خشنود گردانى از من آفريدگان خود را و ساقط كنى از من حقّ خود را اى خداى من و سؤال مىكنم ترا به حقّ نام تو كه خوانده است ترا به آن نام ادريس كه بر او باد سلام پس گردانيدى تو او را راستگو و پيغمبر و بلند گردانيدى او را در مكانى بلند و مستجاب كرده‌اى براى او دعاى او را و بودى تو به آن نزديك اى نزديك به همه كس ( 2 ) آنكه رحمت فرستى تو بر محمّد و بر آل محمّد و آنكه بگردانى تو بازگشت مرا به سوى بهشت خود و جاى قرار مرا در رحمت خود و آنكه ساكن گردانى مرا در بهشت به سبب در گذشتن تو و جفت گردانى مرا با حور بهشت به قدرت خود اى بسيار توانا اى خداى من و سؤال مىكنم ترا بنام تو كه خوانده است ترا به آن نام نوح كه بر او باد سلام در هنگامى كه گفت پروردگار خود آنكه من غلبه كرده شدم « 3 » پس يارى كن مرا پس گشودى تو [ پس جواب دادى كه گشوديم ما ] « 4 » درهاى آسمان را به آب روان و شكافتى تو [ و شكافتيم ما ] زمين را به چشمه‌ها ( 3 ) پس فراهم آمد آب بر فرمانى تقدير كرده شده و سوار كردى تو او را بر كشتى صاحب تخته‌ها و ميخها پس برآوردى حاجت او را و بودى تو به او نزديك اى نزديك به همه كس آنكه رحمت فرستى بر محمّد و بر آل محمّد و آنكه خلاصى دهى مرا از ستم كسى كه قصد كند ستم كردن مرا و آنكه بازدارى از من بدى و شرّ كسى را كه خواهد شكست مرا و آنكه نگاهدارى مرا از شرّ هر پادشاه ظالم و از هر دشمن غلبه‌كننده [ آشكار و پنهان ] و خفّت رساننده و توانا و متكبّر و گردنكش
هامش
( 1 ) يعنى ترك‌اولىكننده‌اى بود . ( 2 ) « أن تصلّى » متعلق است به « أسألك » يعنى سؤال مىكنم آنكه رحمت فرستى بر محمد و آل او تا به آخر . ( 3 ) يعنى قوم من بر من غلبه كردند . ( 4 ) مخفى نماند كه بنا بر نسخه‌اى « ففتحنا » چنان كه در اكثر نسخه‌ها است چيزى مقدر است « مناجات كرد نوح با تو كه من مغلوبم و يارى كن مرا پس تو در جواب او گفتى كه پس گشوديم ما درهاى آسمان را » و بنا بر نسخهء ففتحت احتياج به تقدير نيست و همچنين است « فجّرنا » و « فجّرت » . و اللَّه يعلم