( 1 ) از جهت رحمت از خود بودى تو به او نزديك اى نزديك به همه كس آنكه رحمت كنى بر محمّد و بر آل محمّد و آنكه گشادگى دهى براى من در قبر و محو كنى از من گناه مرا و محكم گردانى براى من پشت مرا و آنكه بيامرزى براى من گناه مرا و روزى گردانى به من توبه را به سبب بر طرف كردن بدىها و زياد كردن نيكوئىها و دور كردن بلاها و نفع كردن تجارتها و دفع شدن بليّهها و مكروههاى عملها و كارها [ پى در پى وارد شده ] بدرستى كه تو اجابتكنندهء دعاهائى و فرود آورندهء بركتهائى و برآورندهء حاجتهائى و بخشندهء خوبيهائى و صاحب بزرگى « 1 » در آسمانهائى اى خداوند من ( 2 ) و سؤال مىكنم ترا به آنچه ( يعنى به آنچه سؤال كرد ترا به آن نام ) سؤال كرده است ترا به آن نام پس دوست تو كه خلاص كردهاى تو او را از كشتن و عوض دادى تو او را به ذبح بزرگ و برگردانيدى تو براى او آلت پاره پاره كردن را « 2 » ( يعنى كارد و امثال آن ) در هنگامى كه ندا كرد ترا در حالى كه يقين داشت به ذبح خود و خشنود بود به امر پدرش و برآوردى براى او دعاى او را و بودى تو به او نزديك اى نزديك به همه كس آنكه رحمت فرستى بر محمّد و آل محمّد و آنكه نجات دهى تو مرا از هر بدى و بلائى و بگردانى از من هر تاريكى غليظ را و آنكه نگاهدارى مرا از آنچه به اندوه آورد مرا « 3 » از امر دنياى من و آخرت من و از آنچه اجتناب مىكنم از آن و مىترسم از آن از شرّ آفريدگان تو همگى به حقّ آل پيغمبر اى خداى من و سؤال مىكنم ترا بنام تو كه خوانده است ترا به آن نام لوط بر او باد سلام پس خلاصى دادى او را و اهل او را از بليّه و عقوبتها ( 3 ) و از سختى و مشقّت پس بيرون بردى او را و اهل او را از اندوه بزرگ و برآوردى تو حاجت او را و بودى تو به او نزديك اى نزديك به همهء مردمان آنكه رحمت فرستى بر محمّد و بر آل محمّد و آنكه اذن دهى مرا به جمع كردن آنچه پراكنده است از قوم من و سرد سازى « 4 » چشم مرا به فرزند من و اهل من و مال من و نيكو سازى براى من كارهاى مرا و مبارك گردانى براى من در همهء حالهاى من و برسانى مرا در
هامش
( 1 ) يعنى تو صاحب جبروت و بزرگى هستى نسبت به آنچه در آسمانها است پس به طريق اولى صاحب جبروتى نسبت به آنچه در زمين است . ما حصل آنكه تو نسبت به همهء آنچه در آسمانها و زمين است يعنى نسبت به همهء موجودات بزرگ و صاحب جبروتى ، چه همهء آنها مخلوق و محتاج تواند يا آنكه همگى ترا صاحب بزرگى و جبروت مىدانند و ترا جبار مىخوانند يا آنكه تو جبركنندهء آسمانها بر حركت كردن هستى با وجود بزرگى آنها . و اللَّه يعلم
( 2 ) اشاره است به آنكه مروى است كه وقتى كه ابراهيم فرزند خود را خوابانيد كه او را ذبح نمايد و كارد بر گلوى او گذارد هر چند سعى نمود كه ببرد گلوى او را بر مىگشت دم كارد و پشت آن به پائين مىآمد . و اللَّه يعلم
( 3 ) يا آنكه و نگاهدارى مرا از شرّ آنچه مرا قصد كند و اراده نمايد . و اللَّه يعلم
( 4 ) سردى چشم كنايه از خوشحالى است .