( 1 ) در نزد تو و شريف و عزيزاند كه برگزيدهاى تو آنها را براى نفس خود و مخصوص نمودهاى تو آنها را از براى يادآورى خود « 1 » و منع نمودهاى آنها را از همهء مخلوقات خود و جدا ساختهاى آنها را از هر چيزى غير تو و گردانيدهاى تو آنها را راهنماى بر تو ، و وسيلهاى به سوى تو پس آنها بزرگترين چيزهااند و عظيمترين انواعند و صاحب فخرترين چيزهااند و بزرگترين قصد كرده شدهاند و محكمترين ستونهااند ، رد نمىكنى خوانندهء خود را به اين نامها و نااميد نمىگردانى اميد دارندهء خود را و كسى را كه متوسل شود به سوى تو و خوار نمىگردد كسى كه تكيه نموده باشد بر تو و ستم رسيده « 2 » نمىشود كسى كه پناه آورده باشد به سوى تو و محتاج نمىشود سئوالكنندهء از تو و بريده نمىشود اميد آرزوكنندهء از تو و شكسته نمىشود عهد او و باطل نمىگردد احترام او . پس اى كسى كه اعانت نموده نمىشود « 3 » و ستم رسيده نمىشود و مغلوب نمىگردد و منازعه نموده نمىشود و برابرى كرده نمىشود ، « 4 » بيامرز از براى من گناهان مرا ، همهء آنها را و اصلاح كن كارهاى مرا همهء آنها را و ( 2 ) كارگذارى نماى مرا در دنيا و آخرت و بپوشان مرا « 5 » در دنيا و آخرت و نگاهدار مرا در دنيا و آخرت و سلامت دار مرا در دنيا و در آخرت و نزديك گردان همسايگى مرا « 6 » از تو ، پس تو خدائى كه نيست خدائى مگر تو به نام تو كه جليل و عظيم است « 7 » نزديكى مىجويم و به آن در مىآويزم و بر آن تكيه مىنمايم پس اوست عروهء « 8 » محكمتر كه نيست شكستى مر آن را و مشكن عهد مرا و منع مكن سؤال مرا و مانع مشو خواستهء مرا و كم مگردان خواهش مرا « 9 » و رحم كن خوارى مرا و زارى مرا و بىچيزى مرا و احتياج مرا پس نيست از براى من اميدى به غير تو و نه آرزوئى
هامش
( 1 ) يعنى از براى آن كه هر گاه بندگان خواهند يادآورى و مذكور نمايند ترا بايد كه به يكى از آن نامها باشد و منع كردهاى تو همهء مخلوقات را از اين نامها يعنى جايز نيست احدى را كه آن نامها را نام خود گذارد يا آنكه ديگرى را به اين نامها بخواند . و اللَّه يعلم
( 2 ) يعنى نمىتواند كسى كه بر او ستم نمايد .
( 3 ) يعنى كسى او را در كارى امداد نمىكند و احتياج به اعانت كسى ندارد .
( 4 ) يعنى كسى نمىتواند كه با او منازعه نمايد و او را برابرى كند .
( 5 ) يعنى و بپوشان مرا به رحمت و آمرزش خود ، يا آن كه بپوشان گناهان مرا در دنيا و آخرت .
( 6 ) يعنى و پناه ده مرا به نزديك خود .
( 7 ) جليل و عظيم هر دو به معنى بزرگاند و از جهت تاكيد مكرر شده است .
( 8 ) عروهء هر چيز دستگير آن چيز است ، چنانچه عروهء كوزه دستهء آن است و نسبت دادن عروه به خداى تعالى از باب تشبيه است .
( 9 ) يعنى چيزى كه خواهش نمودهام به آن .