تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
( 1 ) فرشتگان و صاحبان دانش در حالى كه به پاى دارنده است عدل را نيست خدائى مگر او كه غلبه‌كننده و داناست به حكمت . اوست خدائى كه نيست خدائى مگر او داناى پنهان و حاضر است اوست بسيار بخشندهء مهربان اوست خدائى كه نيست خدائى مگر او پادشاه بسيار پاكيزه است « 1 » سالم از عيبها « 2 » امان دهنده و حفظكننده و غالب است و صاحب جبروت « 3 » و بزرگى است منزّه است خدا از آنچه شريك مىگردانند او را مشركان ، اوست « 4 » خداى تقديركنندهء آفرينندهء صورت بخشندهء ، از براى اوست نامهاى نيكو ، تسبيح مىكنند از براى او آنچه در آسمانها و زمين است و اوست غلبه‌كننده و داناى با تدبير . بگو ( اى محمّد ) خداوندا اى صاحب پادشاهى مىدهى پادشاهى را به كسى كه مىخواهى « 5 » و مىستانى پادشاهى را از كسى كه مىخواهى « 6 » و عزيز مىكنى كسى را كه مىخواهى و خوار مىگردانى كسى را كه مىخواهى بدست توست نيكوئى ( 2 ) بدرستى كه تو بر همه چيز بسيار توانائى شب را در روز و روز را در شب فرو مىبرى زنده را از مرده و مرده را از زنده بيرون آورى و هر كه را مىخواهى بدون حساب روزى عطا كنى اوست خدايى كه نيست خدائى مگر او ، خدائى است يكتا و يگانه ، تنهاى قصد كرده شده در حاجتها كه فرا نگرفته است همصحبتى ( يعنى زنى و همسرى ) و نه فرزندى ، و نيست از براى او شريكى در پادشاهى و نيست از براى او دوستى از راه خوارى ، « 7 » و تعظيم كن او را تعظيم كردنى ، « 8 » و اوست خدايى كه نمىشناسيم براى او هم نامى [ شناخته نمىشود براى او هم نامى ] ، و اوست اميد و اميد داشتهء مردمان و پناه برده شده و به سوى اوست شكوه و از اوست گشايش و فراخى در معيشت [ اميد ] و سؤال مىكنم ترا اى خدا به حق اين نامها كه بزرگ و بلند مرتبه‌اند
هامش
( 1 ) يعنى پاكيزه است از عيوب و نقصها . ( 2 ) سلام به معنى سالم است و ممكن است كه به معنى سلامتى باشد و وصف نمودن خداى تعالى به آن از جهت مبالغه مىباشد . ( 3 ) يا آن كه جبركننده و قهّار است . ( 4 ) سابقا در حرز حضرت امام موسى اشاره به بعضى از نكات و سخنان شده احتياج به تكرار آن نيست . ( 5 ) يعنى كه او را پادشاه كنى . ( 6 ) يعنى بگيرى از كسى كه مىخواهى . ( 7 ) يعنى از راه خوارى كسى را دوست خود قرار نداده ، يعنى به سبب آن كه نعوذ باللَّه خوار و ذليل باشد و خواهد كه از براى خود دوستى را فرا گيرد كه از او آن خوارى را دفع نمايد و او را در كارها معاونت كند ، زيرا كه او عزيز است و خوارى ندارد . يا آن كه نيست او را دوستى كه خوار و ذليل باشد ، چه هر كه دوست اوست هميشه عزيز است . و اللَّه يعلم ( 8 ) يعنى تعظيم كردنى كه هيچ تعظيمى مساوى و نزديك به آن نباشد . و اللَّه يعلم