تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
و سواره‌هاى او و دام او ( يعنى حيلهء او ) « 1 » و به خدا پناه مىبرم و به صفات او كه تمامند ( يعنى عيب و نقص ندارند ) آن چنانى كه تجاوز نمىكند آنها را نيكوكارى و نه بدكارى ( 1 ) از ضرر آنچه فرود آيد از آسمان و آنچه بالا رود در آن و آنچه داخل شود در زمين و آنچه بيرون آيد از آن و از شرّ هر صاحب شرّى و از شرّ عوام « 2 » و خواص بدرستى كه پروردگار من شنوا است دعا را ، پناه مىبرم به خدا از شرّ هر صاحب چشم بيننده‌اى و از شرّ هر صاحب گوش شنونده‌اى و از شرّ هر زبانهاى گويائى و از شرّ دستهاى با قوّت و از شرّ پاىهاى راه رونده و از شرّ آنچه پنهان نموده‌ام آن را در نفس خود و ظاهر كرده‌ام آن را در شب و روز بار خدايا كسى كه قصد نمايد به من از مخلوقات تو ظلمى را يا هلاكت را يا عيبى را يا بدى را يا دلگيرى را از انسان يا جنّ در حالى كه باشد كوچك يا بزرگ پس سؤال مىكنم ترا آن كه تنگ گردانى سينهء او را و آن كه گنگ گردانى زبان او را و آن كه كوتاه نمائى دست او را ( 2 ) و آن كه رد كنى در سينهء او ( طعن او را ) و آن كه باز دارى قوّت و قدرت او را « 3 » و آن كه بگردانى حيلهء او را در گودى گردن او « 4 » و آن كه كور نمائى « 5 » چشم او را و آن كه بركنى سر او را و آن كه بميرانى او را به خشم خودش و آن كه بگردانى « 6 » براى او شغلى را در نفس او و آن كه كفايت نمائى مرا از شرّ او به قدرت تو و توانائى تو . بدرستى كه تو خداى غلبه‌كنندهء داناى با تدبيرى خداوندا بدرستى كه پناه مىبرم به تو از مصاحب بد در پنهان و در حضور دل او « 7 » و چشم او مىبيند مرا و گوش‌هاى او مىشنوند سخنان مرا اگر مىبيند نيكوئى را پنهان مىكند آن را و اگر مىبيند از من قبيحى را ظاهر مىگرداند آن را . خداوندا بدرستى كه من پناه مىبرم به تو از طمعى كه برگرداند مرا به سوى چركينى و دنائت و پناه مىبرم به تو از خواهشى كه پست و خوار گرداند مرا و از توانگرى كه
هامش
( 1 ) ممكن است كه به كسر شين و سكون را خوانده شود ، يعنى و پناه مىبرم از وسوسه نمودن شيطان ، شرك آوردن به خدا را نعوذ باللَّه . و اللَّه يعلم ( 2 ) يا از شرّى كه عام باشد همه مردم را و از شرّى كه مخصوص باشد به او . و اللَّه يعلم ( 3 ) يمين در اصل به معنى دست راست است و چون اكثر آن است كه قوىتر مىباشد از دست چپ لهذا آن را كنايه مىآورند براى قوّت و قدرت . و اللَّه يعلم ( 4 ) يعنى و بگردان مكر و حيلهء او را مثل تير و نيزه و امثال آن كه طعن نمائى به آن در گودى گردن او . و اللَّه يعلم ( 5 ) اندار در لغت به معنى تغيير دادن و ساقط نمودن چيزى است و در اين مقام كنايه از كور نمودن چشم است . و اللَّه يعلم ( 6 ) يعنى او را گرفتار و مشغول به خودش نمائى . و اللَّه يعلم ( 7 ) يعنى دل او و چشم او و گوش او همگى در پى بدى و آزار رسانيدن به من هستند و كمال اهتمام در اين دارد . و اللَّه يعلم