در وقتى كه مىخواند او مرا و همهء درود از براى خداست كه اگر سؤال مىكنم او را پس اكرام مىنمايد مرا و هر چند هستم من بخيل وقتى كه قرض مىطلبد از من « 1 » ( 1 ) و سپاس از براى خداست كه هر گاه طلب سلامتى نمودم از او پس عافيت داد مرا و اگر چه هستم من بجاى آورندهء مر آنچه را كه نهى كرده است مرا از آن ، و همهء درود مر خدا را سزاوار است كه اگر خلوت نمايم با او هر وقت كه خواهم در راز پنهان من و بگذارم « 2 » نزد او آن چه را كه خواهم از امر خود بدون شفاعتكنندهء پس بر مىآورى براى من مطلب مرا و همهء حمد از براى خداست كه هر گاه واگذارند مرا به سوى او مردمان پس بخشش مىنمايد مرا و وانمىگذارد مرا به ايشان تا خفيف كنند مرا و كفايت نموده است مرا پروردگار به ملايمت و مهربانى نموده است به من پروردگار من چون كه ظلم نمودهاند ايشان ، پس از براى تو است سپاس راضى شدم به شفقت تو اى پروردگار ، من مهربانى عظيم را و راضى گشتم به محافظت تو اى پروردگار من از حيثيت حمايت . « 3 »
( 2 ) 7 - دعاى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در روز جنگ حنين « 4 » :
اى پروردگار من بودهاى تو و مىباشى زنده كه نمىميرى تو مىخوابد چشمها و مىافتد ستارهها و توئى زندهء به خود بر پاى ، فرا نمىگيرد ترا سستى و نه خوابى .
( 3 ) 8 - دعاى پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم براى امان از شرّ جن و انس :
ابتدا مىكنم بنام خداى بخشندهء مهربان نيست خداوندى مگر خدا ، بر او اعتماد نمودم و او پروردگار عرش بزرگ است آن چه خواست خداى موجود شد و آنچه نخواست موجود نشد . شهادت مىدهم آن كه
هامش
( 1 ) قرض طلبيدن خداى تعالى از بندهء خود عبارت است از امر نمودن خداى تعالى بندگان را به آن كه اموال و اسباب خود را در راه خدا صرف نمايند و به فقرا دهند خواه حقوق واجبى باشد و خواه صدقات سنّتى و هدايا و صلهء ارحام و غير آنها . و اللَّه يعلم
( 2 ) يعنى اظهار نمايم به او آن چه را كه از مطلبهاى خود خواهم
( 3 ) يعنى از حيثيت آن كه حفظ و حمايت و پشتى نمودن خود را در عقب سر من قرار نمودهاى يا از جهت خليفه قرار دادن تو بعد از من و جانشين گردانيدن تو كسى را كه محافظت مىكند دين مرا و اهل مرا و ذرّيه و صحابهء مرا . و اللَّه يعلم
( 4 ) حنين واديى است ما بين مكّه و طائف كه با مشركان حرب نمودند و در آن جنگ غنيمت بسيار به دست مسلمانان آمد و تفصيل جنگ حنين در كتب تفاسير مذكور است . و اللَّه يعلم