( 1 ) 4 - دعاى ديگرى از پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله در روز احزاب كه در آن زيادتى « 1 » است :
اى فريادرس اندوهناكان و برآورندهء حاجت بيچارگان و بر طرف كنندهء اندوه از اندوهگينان ، زايل گردان از من اندوه مرا و غم مرا و مكروه مرا پس به تحقيق كه مىبينى حال مرا و حال اصحاب مرا . خداوندا روزى كن به من نماز و روزه را و حج و عمره را و صلهء رحم را و فراخ گردان روزى مرا و روزى اهل خانهء مرا در سلامتى ، بار خدايا توئى خداى پيش از همه چيز و تويى خداى بعد از هر چيز و توئى خداى كه باقى مىمانى و فانى مىشود همه چيز ، اى خداى من توئى آن مداراكنندهاى كه نيست نادان و توئى آن بخشندهاى كه نيست بخيل و توئى آن بسيار عادل كه ستم نمىكند و توئى آن داناى به تدبير كه ظلم نمىنمايد و توئى آن قوى منعكننده ( يعنى دشمنان را ) كه سست گرديده نمىشود . « 2 » و توئى آن غلبهكنندهاى كه ذليل و خوار گرديده نمىشود و توئى آن بلند مرتبهاى كه ديده نمىشود و توئى آن دائمى كه فانى نمىگردد ( 2 ) و توئى آن كه فرا گرفتهاى تو همه چيز را از روى دانش « 3 » و شماره نمودهاى و دانستهاى همه چيز را از روى عدد ، توئى آن خلقكنندهء بىنمونه كه هستى پيش از همه چيز و باقى بعد از هر چيز ، خلقكنندهء آنچه را كه ديده مىشود « 4 » و آفرينندهاى آنچه را كه ديده نمىشود ، « 5 » داناى همه چيزى بدون ياد دادن كسى ترا ، توئى آن كه مىبخشى تسلّط را به كسى كه خواهى هلاك مىكنى پادشاهان را و پادشاه مىگردانى ديگران را به دست قدرت توست خوبى و تو بر همه چيز بسيار توانائى ، توئى خداوند ما پس يارى كن ما را بر جماعت كافران و داخل گردان ما را به سبب رحمت خود در بندگان خود كه صالحانند و ختم نماى « 6 » براى من به نيكبختى ، و بگردان مرا از آزادشدگان و رها كردههاى تو از آتش . مستجاب كن دعاى مرا اى پروردگار عالميان .
هامش
( 1 ) يعنى در آن زيادتى هست نسبت به دعائى كه در شب احزاب خواندهاند . و اللَّه يعلم
( 2 ) يا آن كه نمىرسد به او كسى .
( 3 ) يعنى علم به همهء اشياء دارى و شمارهء همه چيز را مىدانى .
( 4 ) مثل زمين و آسمان و غير آنها .
( 5 ) مثل روح و هوا و فرشته و جن و غير آنها .
( 6 ) يعنى نيكبختى را خاتمه و آخر كارهاى من بگردان . و اللَّه يعلم