تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
او را ] ( 1 ) و هلاك نموده‌اى تو قوم او را و مىخوانم ترا به آنچه خوانده است ترا به آن ابراهيم دوست تو وقتى كه آواز نموده تو را پس خلاص نمودى او را و گردانيدى تو آتش را بر او سرد و سالم ، و مىخوانم ترا به آنچه خوانده است ترا به آن موسى كليم تو وقتى كه ندا كرده است ترا پس شكافتى براى او دريا را پس نجات داده‌اى تو او را و قوم بنى اسرائيل را ، و هلاك نمودى [ غرق كردى ] تو فرعون را و قوم او را در دريا ، و مىخوانم ترا به آنچه خوانده است ترا به آن عيسى كه روح تو است وقتى كه آواز نموده است ترا پس خلاص نمودى تو او را از دشمنان او و به سوى خود بلند گردانيدى او را و مىخوانم ترا به آنچه خوانده است ترا با آن دوست تو و برگزيدهء تو و پيغمبر تو محمّد [ درود و سلام خدا بر او و بر خاندانش باد ] پس برآوردى براى او دعاى او را و از لشكر كفّار « 1 » نجات دادى تو او را و بر دشمنان خود يارى نمودى تو او را ، و سؤال مىكنم ترا به حق نام تو كه هر گاه خوانده خوانده‌شده‌اى تو به آن نام اجابت نموده‌اى ( 2 ) ، اى كسى كه مر او را است خلق كردن و فرمان . اى كسى كه فرا گرفته است هر چيزى را از روى دانش و [ اى كسى كه ] شماره نموده است عدد همه چيز را ، اى كسى كه تغيير نمىدهد او را گذشتن روزها و شبها و مشتبه نمىشود بر او آوازها و نيست پنهان بر او زبانهاى مختلف و دلتنگ نمىكند او را زيادتى سؤال سائلان . سؤال مىنمايم ترا آن كه رحمت فرستى بر محمّد و بر آل محمّد كه برگزيدگان تو هستند از خلق تو پس رحمت فرست بر ايشان به زيادترين رحمتهاى خود و رحمت فرست بر همهء پيغمبران و فرستاده‌شدگان آن چنانى كه رسانيده‌اند از جانب تو راهنمائى را و بسته‌اند براى تو پيمانها را به طاعت كردن ، و رحمت فرست بر بندگان صالح خود . اى كسى كه خلف نمىكنى وعده را برآور براى من آنچه را كه وعده داده‌اى مرا و جمع نماى براى من اصحاب مرا و صبر ده ايشان را و يارى كن مرا بر دشمنان تو و دشمنان رسول تو و رد منماى دعاى مرا پس بدرستى كه من بندهء توام پسر بندهء توام پسر كنيز توام گرفتارم شده‌ام « 2 » در نزد تو . اى سيّد من توئى كه منّت گزارده‌اى بر من به دادن اين مقام ( يعنى مرتبه امامت را ) و بخشيده‌اى آن را بر من نه آن كه داده باشى آن را به بسيارى از خلق خود سؤال مىكنم ترا آن كه رحمت فرستى بر محمّد و بر آل محمّد و آنكه برآورى از براى من آنچه را
هامش
( 1 ) تفصيل جنگ احزاب كه آن را جنگ خندق نيز گويند در كتب تفاسير و تواريخ مذكور است و سابقا در حرز حضرت امام حسن عسكرى عليه السلام اشاره به آن شده است . ( 2 ) اسير گرفته شده را گويند و به معنى بند كرده شده ، حبس كرده شده نيز آمده است . و اللَّه يعلم .