تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
تو ، و بازدار از ايشان عقوبت كسى را كه نصب نموده است خلاف كردن بر تو را و سركشى كرده است منع نمودن ترا بر مرتكب شدن عدم اطاعت تو و مدد جسته است به نعمت تو بر كند نمودن تندى غضب تو و اراده نموده است مر دشمنى با تو را به قوت تو و مهلت داده‌اى تو او را از روى مدارا تا آن كه فرو گيرى او را بر حالى ظاهر و هلاك گردانى او را بر غفلت [ بر عزّت ] ( 1 ) پس بدرستى كه تو خداوندا گفته‌اى و سخن تو حق است كه تا وقتى كه فرا گيرد زمين آرايش خود را « 1 » و آراسته شود به زينت و گمان برند اهل زمينيان كه ايشان توانايانند بر چيدن آنها ناگاه آيد به آنها آفتى از جانب ما در شب يا روز پس بگردانيم آنها را درو شده گويا كه هيچ نبوده در سابق و همچنين ظاهر مىگردانيم آيات خود را براى گروه تأمل‌كنندگان « 2 » و گفته‌اى تو كه پس چون بخشم آوردند ما را بازخواست نموديم كنيهء خود را از ايشان و بدرستى كه مدّت مهلت و انتظار به گمان ما به تحقيق كه به انتها رسيده است و بدرستى كه ما از براى خشم تو خشم‌كنندگانيم و بر يارى حق تعصّب‌كنندگانيم و به سوى رسيدن فرمان تو مشتاقانيم و از براى برآوردن « 3 » وعدهء تو منتظريم و مر رسيدن عذاب ترا به دشمنان تو متوقعيم . خداوندا پس اذن بده « 4 » به اين وعده و بگشاى راههاى آن را و آسان كن بيرون آمدن او را و قدم گذار « 5 » در راههاى آن و بگشاى راه‌هاى آن را و قوّت ده سپاه او را و مددكاران او را و زود وارد ساز عذاب خود را بر گروه ستمكاران و مسلّط نماى شمشير عقوبت خود را بر دشمنان خود كه عصيان‌كنندگانند و فروگير خون دار را بدرستى كه توئى بخشنده و عقوبت‌كننده . ( 2 ) ب : و حضرت صاحب عليه السّلام در قنوت خود اين دعا را خواندند : بار خدايا اى صاحب پادشاهى ، عطا مىكنى پادشاهى را هر كه را خواهى و مىستانى پادشاهى را از هر كس كه خواهى ، و عزيز و غالب مىگردانى « 6 » كسى را كه خواهى و ذليل و خوار مىكنى هر كه را مىخواهى به دست قدرت تو است همهء نيكوئى بدرستى كه تو بر همه چيز بسيار توانائى اى صاحب بزرگى و شرف ، اى بخشنده ، اى
هامش
( 1 ) به اصناف نباتات و ميوه‌هاى رنگارنگ . ( 2 ) يعنى و به انواع محصولات گوناگون با زينت گردد . ( 3 ) يعنى منتظريم كه وعدهء ترا برآوريم يا آن كه منتظريم كه تو وعدهء خود را برآورى . و اللَّه يعلم ( 4 ) يعنى اجازه نماى و رخصت ده يا آن كه اعلام نماى و مطّلع گردان به اين وعدهء ظهور و خروج آن حضرت عليه السلام . و اللَّه يعلم ( 5 ) كنايه از مرتكب شدن و به جاى آوردن آن است . ( 6 ) مراد از عزّت و ذلّت بلندى در مرتبه و غلبه و پستى در آن است و ممكن است كه مراد توانگرى و فقر باشد . و اللَّه يعلم