( 1 ) صاحب عظمت و انعام ، اى قهّار ، اى صاحب قوّت بسيار سخت اى كنندهء مر آنچه را كه خواهد اى صاحب توانائى شديد محكم ، اى مهربان اى بخشنده ، اى داناى به حكمت اى زنده در وقتى كه نيست زندهاى سواى او خداوندا سؤال مىكنم ترا به حق نام تو كه در خزينه گذاشتهشدهء « 1 » پنهان كردهشدهء [ زندهء ] به خود برپاست كه اختيار نمودهاى تو آن را در علم پنهان در نزد تو كه مطلع نساختهاى تو بر آن كسى را از مخلوقات خود و سؤال مىنمايم ترا به حق نام تو كه صورت مىدهى به بركت آن مخلوقات خود را در شكمهاى مادران هر نحو كه مىخواهى و به بركت آن نام روان مىنمايى به سوى ايشان روزيهاى ايشان را در طبقهاى تاريكى از ميان رگها و استخوانها و سؤال مىكنم ترا به حق نام تو كه محبّت قرار دادهاى تو به بركت آن ميان دلهاى دوستان خود و به بركت آن جمع نمودهاى ميان برف « 2 » و آتش كه نه آتش مىگدازد برف را و نه برف خاموش مىكند آتش را و سؤال مىكنم ترا به حق نام تو كه موجود نمودهاى به بركت آن مزهء آبها را و سؤال مىنمايم ترا به حق نام تو كه ( 2 ) روان نمودهاى به بركت آن نام آب را در ريشههاى گياهها از ميان طبقههاى خاك و جارى ساختهاى آب را به سوى ريشههاى درختها از ميان سنگ سخت ، و سؤال مىكنم ترا به نام تو كه موجود نمودهاى به بركت آن مزهء ميوهها و رنگهاى آنها را ، و سؤال مىنمايم ترا به نام تو كه به بركت آن خلق مىنمائى و بازمىگردانى ، « 3 » و سؤال مىكنم ترا به نام تو كه تنها و يگانه و بىهمتائى در يگانگى يگانهاى در مقصود بودن در حاجتها ، و سؤال مىنمايم ترا به نام تو كه بيرون آورندهاى تو به بركت آن آب را از سنگ سخت و روان ساختهاى آن را از هر جايى كه خواستهاى ، و سؤال مىكنم ترا به نام تو كه خلق نمودهاى به بركت آن مخلوقات خود را و روزى دادهاى ايشان را به هر نحو كه خواستهاى تو و نحو كه خواستهاند آن را اى كسى كه تغيير نمىدهد او را گذشتن روزها و شبها ، مىخوانم ترا به آنچه خوانده است ترا به آن نوح در وقتى كه ندا كرده است ترا پس نجات دادهاى تو او را و كسى را كه با اوست [ تابع شده است
هامش
( 1 ) يعنى نامى كه پنهان است و در نزد خزانهداران تو است از ملائكه و انبيا و اوصيا عليهم السّلام و ديگران را بر آن اطلاعى نيست ، و مراد به آن اسم اعظم است . و اللَّه يعلم
( 2 ) اشاره است به فرشتهاى كه وارد شده كه نصف آن از آتش و نصف ديگر آن از برف است و نه آتش آب مىكند برف را و نه برف خاموش مىكند آتش را . و اللَّه يعلم
( 3 ) يعنى باز مىگردانى مردمان را به فانى شدن و بر طرف شدن در دار دنيا ، چنانچه اوّلا معدوم بودند يا به مردن در قبر يا آن كه اعاده مىكنى مردم را به زندگى در قبر يا به حيات اخروى . و اللَّه يعلم