متقابلًا ، گروهى از فقيهان حنبلى و غير حنبلى بر اين نظرند كه در فقه حنبلى غنا حرام است .
ابن قدامه در المغنى « 1 » ، محمد بن احمد بن قدامه در الشرح الكبير « 2 » ، ابن قيم جوزيه در كشف الغطاء « 3 » ، قرطبى در تفسير الجامع لأحكام القرآن « 4 » ، آلوسى در روح المعانى « 5 » و وهبه زحيلى در الفقه الإسلامي و أدلَّته « 6 » و . . . اين فتوا را از ابن حنبل گزارش كردهاند ؛ ابن قدامه در المغنى در اين باره مىنويسد :
گروهى از فقيهان حنبلى غنا را حرام مىدانند ؛ احمد بن حنبل فرمود : اگر كسى بميرد و فرزند يتيمى داشته باشد و كنيز خواننده اى را براى وى به ارث گذارد و آن كودك يتيم به فروش آن محتاج شود ، بايد آن را به قيمت يك كنيز ساده بفروشد . به ابن حنبل گفتند : قيمت اين كنيز با در نظر گرفتن خوانندگىاش سى هزار است و بدون آن بيست دينار . در پاسخ گفت : « بايد آن را به قيمت يك كنيز ساده بفروشد » . « 7 » نتيجهء از آنچه گذشت از آنچه در انظار فقيهان اهل سنّت آورديم ، روشن شد كه فقهاى اهل سنت در حكم غنا بسى اختلاف نظر دارند ؛ برخى آن را مباح ، گروهى آن را .
هامش
« 1 » المغني ، ج 12 ، ص 42
« 2 » الشرح الكبير ، ج 12 ، ص 50
« 3 » كشف الغطاء ، در موارد بسيارى بدين نكته اشاره كرده و اصولًا اين كتاب براى اثبات حرمت غنا نوشته شده است
« 4 » الجامع لأحكام القرآن ، ج 14 ، ص 55
« 5 » روح المعاني ، ج 11 ، ص 69
« 6 » الفقه الإسلامي و أدلَّته ، ج 3 ، ص 573
« 7 » المغني ، ج 12 ، ص 42