على المذاهب الأربعة « 1 » ، شيخ طوسى در خلاف « 2 » و وهبه زحيلى در الفقه الإسلامي و أدلَّته « 3 » مباح بودن و يا مكروه بودن آن را گزارش كردهاند . ابن قدامه در توضيح اين نظريه مىنويسد :
« فقيهان شافعى در حكم غنا اختلاف نظر دارند ؛ ابو بكر خلال و ابو بكر عبد العزيز آن را مباح مىدانند . ابو بكر عبد العزيز گفته است : غنا و نوحه سرايى بر مردگان به يك معناست و هر دو جايز است اگر با گناه يا بد گويى به ديگران آميخته نباشد و ابو بكر خلال آن دسته از سخنان ابن حنبل را كه بر كراهت غنا دلالت داشت ، بر اعمال بدى كه ممكن است همراه غنا باشد حمل مىكرد و نه بر خودِ آن .
از احمد بن حنبل روايت كردهاند كه صداى قوالى را شنيد و پسرش صالح در آنجا بود . ابن حنبل وى را از خوانندگى بازداشت . پسرش به دو گفت : مگر شما اين عمل را مكروه نمىدانى ؟ احمد بن حنبل پاسخ داد : « به من گفته بودند كه اينان اعمال منكر انجام مىدهند . [ و حال آن كه مىبينى چنين نيست ] » .
سعد بن ابراهيم و بسيارى از اهل مدينه و عنبرى نيز غنا را بى هيچ كراهتى حلال مىدانند و دليل آنان حديثِ عايشه است قاضى ، غنا را مكروه مىداند بدان سان كه شافعى فتوا مىداد . « 4 » از سخن ابن قدامه چنين به دست مىآيد كه برخى از حنبليان غنا را مكروه و بسيارى از آنان آن را مباح مىدانند .
هامش
« 1 » الفقه على المذاهب الأربعة ، ج 2 ، ص 43
« 2 » كتاب الخلاف ، ج 2 ، ص 626
« 3 » الفقه الإسلامي و أدلَّته ، ج 3 ، ص 573
« 4 » المغني ، ج 12 ، ص 4241