ضمن استدلال به آيات و روايات بر حرام بودن خوانندگى و نوازندگى ، مىنويسد : اجرت دادن به خواننده و اجاره كردن وى به منظور تغنّى جايز نيست . زيرا غنا معصيت است و اجازهء بر معصيت باطل .
فقيهان مكتب حنفى تا آنجا بر اين مطلب تأكيد ورزيدند كه حتى منع اهل ذمّه را نيز از اجارهء خواننده لازم مىدانند ؛ ابو يوسف دربارهء اهل ذمّه گفته است : « إنّهم يُمْنعون من المزامير و ضرب العيدان و الغناء و الصنوج و الطبول . . . » . و در باب شهادت و شروط عدالت ، كسى را كه تغنّى كند ، عادل ندانسته و شهادتش در دادگاه مردود مىدانند و ابو حنيفه خوانندگى را از اسباب آزمايش مرد دانسته است . همچنين فقيهان كوفه و بصره ، جز عنبرى و ابراهيم بن سعد ، بى هيچ اختلاف نظرى آن را مكروه ( حرام ) دانستهاند . « 1 » برخى از فقيهان حنفى ، غنا را حلال مىدانند ، مگر آنكه آميخته با حرامى باشد ، مانند خواندن اشعارى كه نوجوانى يا زن شناخته شده اى را توصيف كند . اينان اين سخن ابو حنيفه را كه « غنا مكروه است و در زمرهء گناهان به شمار مىآيد » بر نوع حرام آن حمل مىكنند ، شوكانى در نيل الأوطار به تفصيل دلايل قائلان به جواز غنا را آورده است . « 2 » عبد الرحمن جزيرى در اين باره مىنويسد :
غنايى كه دربردارندهء واژگان حرام باشد جايز نيست ، مانند توصيف زن معين و زنده و پسران نورس امّا اگر براى استشهاد يا نشان دادن بلاغت و شيوايى كلام ، بخوانند ، حرام نخواهد بود ، همچنين اگر هدف بيان وصف گل باشد . پس آنچه از ابو حنيفه نقل كردهاند كه « وى غنا را مكروه و گوش دادن به آن را گناه شمرده است » ، بر نوع .
.
هامش
« 1 » كشف الغطاء عن حكم سماع الغناء ، ص 3228
« 2 » نيل الأوطار ، ج 8 ، 271258