مراجعه نكردن به منابع دست اول زيانهايى دارد كه آنچه ياد شد نمونه اى از آنهاست .
چنان كه در مقدمهء اين مجموعه ياد شد « 1 » براى فهميدن احاديث شيعه ، توجه به فقه و احاديث عامه ضرورى است . از اين رو مواردى كه سخنان يا احاديث عامه در فهم احاديث ما تأثير داشته به آنها اشاره كردهايم كه يك نمونهء بسيار مهم آن حديث شماره 20 است كه براى رعايت اختصار در اين مقدمه به آن نمىپردازيم . طالبان به متن اين بخش به حديثهاى شماره 20 و 182 و پانوشتهاى مربوط به آنها مراجعه كنند .
علاوه بر مطالبى كه در بيان روش ما در اين بخش ياد شد ، نكات ديگرى نيز نيازمند يادآورى است كه به اختصار ذكر مىشود :
1 . عمدهء بيانهاى مهم محدّثان بزرگ مانند فيض و شيخ حرّ ( رحمهما الله تعالى ) را ذيل احاديث نقل كردهايم . البته بسيارى از بيانهاى فيض در بخش سوم ( ص 1647 1656 ) يك جا درج شد .
2 . حديثى كه در دو يا چند كتاب با يك سند آمده ، يك حديث به حساب آوردهايم و تنها هنگامى كه در دو كتاب با دو سند متفاوت نقل شده دو حديث دانسته و براى هر يك شمارهء مستقل نهادهايم . منظور از دو سند متفاوت اين نيست كه تمام رجال يك سند غير از رجال سند ديگر باشد ، بلكه اگر دو سند تنها در يك نفر هم متفاوت باشند دو سند به حساب آمدهاند . بنا بر اين حديثى كه معصوم عليه السلام در مجلسى فرموده و يك راوى از معصوم آن را براى دو نفر نقل كرده است هر چند در واقع يك حديث است ولى طبق اين روش ، به دليل تعدّد سند به معناى مذكور دو حديث قلمداد شده است و اگر حديثى در كتابى مسنداً و در كتابى ديگر مرسلًا نقل شده ، با اينكه ممكن است در واقع سند ديگرى داشته باشد ، مع ذلك يك حديث قلمداد شده است . بنا بر اين اگر يك حديث در دو منبع با عبارتهاى مختلف نقل شده اگر سند هر دو يكى بوده ، يا يكى مرسل و ديگرى مسند بوده است به يك شماره بر آن حديث بسنده كرده .
هامش
« 1 » صفحهء شصت و هفت - شصت و نه