البته در هيچ يك از منابع ، احاديث غنا بدين شكل مدوّن و منظم نيست ، بلكه در مواضع مختلف پراكنده است و از پانوشتها به خوبى واضح مىشود كه اين احاديث در چه مجلَّدات و ابواب متشتّتى از منابع نقل شده است . اين را هم بيفزايم كه در نگاه بدوى ممكن است مناسبت پاره اى از احاديث مانند برخى از احاديث قراءت قرآن و رثاء با غنا روشن نباشد ، ولى با مطالعهء آثار فقهىاى كه دربارهء غنا بحث كردهاند معلوم مىشود كه وجه مناسبت آنها با بحث غنا چه بوده است .
ب ) روش
مجموع احاديث غنا در اين بخش ، ذيل دو فصل و دو عنوان كلى ياد شده و هر يك از اين دو فصل به ترتيب به هفت و شش باب تقسيم شده است . در فصل اول احاديث ناهيهء از غنا كه به نوعى دال يا مشعر به حرمت غناست ، و در فصل دوم احاديثى كه موهِم يا مُشعر يا دالّ بر حلَّيت غناست ، گرد آمده است . البته در عنوان گذارى فصل دوم از محدّث عالىمقدار و گرانقدر شيعه علامه مجلسى ( طيب الله ثراه و جعل الجنّة منقلبه و مثواه ) استفاده كردهايم كه چنين عنوانى بر اين دست احاديث نهادهاند : « باب ما جُوِزَ من الغناء و ما يوهم ذلك » « 1 » . البته اگر به جاى « يوهم » عبارت « يدلّ » را به كار مىبرديم باز ممكن بود اشكال شود كه اين گونه احاديث دال بر اين معنى نيست . به هر حال هر يك از اين دو تعبير ممكن است دقيقاً بر همهء احاديث اين فصل منطبق نباشد ، ولى در عنوان گذارى ابواب حديثى چاره اى جز اين نيست .
علاوه بر اينكه هر يك از دو فصل به ابوابى تقسيم شده سعى بر اين بوده است كه در هر بابى هم ، احاديث متّحد المضمون يا قريب المضمون كنار هم و يك جا ذكر شود نه پراكنده و در سراسر آن باب ؛ زيرا اين كار ثمراتى دارد از جمله روشن شدن معناى .
هامش
« 1 » بحار الأنوار ، ج 79 ، ص 254 ، كتاب النواهي