حيوان را زنده گير بياورند و سر ببرند حلال است .
2 . ذبح كردن : سر بريدن حيوان بايد شرايط زير را داشته باشد تا گوشت آن حيوان پاك و حلال گردد : ذبح كننده بايد مسلمان يا در حكم اسلام ( مانند فرزند نا بالغ مسلمان ) باشد ؛ ذبح بايد در صورت امكان با وسيلهاى از جنس « آهن » باشد و در صورت عدم دسترسى به آهن به هر چيز برندهاى كه رگهاى چهارگانه را ببرد مىتوان قناعت كرد ( رگهاى چهارگانه عبارت است از دو شاهرگ كه در دو طرف گردن قرار دارد و به ضميمه « ناى » يعنى مجراى ريه و « مرى » يعنى مجزاى معده ، و اطلاق رگ برآنها به اصطلاح از باب تغليب است ) .
و نيز لازم است هنگام ذبح « بسم اللَّه » بگويد و رو به قبله باشد .
در مورد « شتر » مىتوان به جاى سر بريدن او را « نحر » كرد ( به اين ترتيب كه كارد يا نيزه را در گلوگاه او فرو مىبرند ) .
اگر ذبح حيوان به جهتى ممكن نباشد ، مثل اينكه در چاه بيافتد ، يا حيوان سركشى باشد مىتوان او را به وسيله شمشير يا امثال آن تسليم كرد . و اگر با همان ضربات كشته شود حلال است ولى اگر زنده بماند بايد آن را ذبح نمود .
حيواناتى كه خون جهنده ندارند عموماً حرام هستند مگر « ماهى فلس دار » .
يك داستان جالب
« محمّد بن نعمان احول » كه او را مؤمن الطاق نيز مىگفتند ( و از افراد دانشمند و شوخ در ميان شاگردان امام صادق عليه السلام بود ) نقل مىكند كه روزى وارد بر ابوحنيفه شدم ، ديدم كتابهاى فراوانى پيش روى اوست به طورى كه ميان من و او حايل شده است .
ابوحنيفه : اين كتابها را مىبينى !
مؤمن الطاق : آرى
ابوحنيفه : اينها همه مربوط به احكام طلاق است !