« كسانى هستند كه خدا قلبهاى آنها را همچون چشمانشان نابينا ساخته ( منظورش عبداللَّه بن عباس بود كه در آن موقع نابينا شده بود ) اينها فتوا به جواز متعه مىدهند ! ابن عباس اين سخن را شنيد صدا زد : تو آدم نادان و بى مغز و بىادبى هستى ، به جانم سوگند متعه در زمان پيشواى پرهيزكاران جهان على عليه السلام انجام مىشد ! . . . » . « 1 »
از اين حديث به خوبى استفاده مىشود كه ابن عباس تا پايان عمر و حتى در دوران حكومت « ابن زبير » نيز بر عقيده و فتواى خود باقى بوده است .
و از همه شگفت آورتر ، نسبت دادن تحريم متعه به اميرمؤمنان على عليه السلام است ، زيرا فتوا به جواز اين موضوع يكى از شعارهاى اهل بيت عليهم السلام محسوب مىشود ، مخصوصاً روايات متعددى از شخص امير مؤمنان عليه السلام در انكار تحريم آن نقل شده است .
از كلمات مشهور آن حضرت كه حكم ضرب المثل را پيدا كرده اين است كه مىفرمود :
« لَوْ لا نَهْي عُمَرَ عَنِ الْمُتْعَةِ مَا زَنى إِلّا شَقِيّ !
؛ اگر عمر از متعه نهى نمىكرد هيچ كس جز افراد شقاوتمند آلودهء زنا نمىشدند » ! « 2 » در تفسير بزرگ « طبرى » از آن حضرت نقل شده كه مىفرمود :
« لَوْ لَاأنّ عُمَرَ نَهى النّاسَ عَنِ الْمُتْعَةِ مَا زَنى إِلّا شَقِيّ ، أو شِفَا
؛ يعنى اگر عمر مردم را از متعه باز نمىداشت جز شقاوتمندان آلودهء زنا نمىشدند ، يا جز افراد كمى آلوده نمىگشتند » . « 3 » ( « شقا » در لغت به معناى « كم » است و يا از « اشفى » گرفته شده كه به معناى مشرف به مرگ و هلاكت مىباشد ، و در اين صورت ممكن است كنايه از افرادى باشد كه
هامش
( 1 ) . صحيح مسلم ، ج 4 ، ص 133 و سنن بيهقى ، ج 7 ، ص 205
( 2 ) . تفسير قرطبى ، ج 5 ، ص 130 از ابنعباس
( 3 ) . جامع البيان ، ج 5 ، ص 19 ؛ تفسير فخر رازى ، ج 10 ، ص 50 ؛ الدرالمنثور ، ج 2 ، ص 140 ذيل آيهء متعه ؛ جامع الاحكام ، ج 8 ، ص 178 طبع بيروت ؛ التفسير الكبير ، ج 10 ، ص 50 ، طبع ايران به نقل از التشيع غريفى ، تفسير طبرى ، ج 5 ، ص 9 ؛ تفسير البحر المحيط ، ج 3 ، ص 218