تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أصل الشيعة وأصولها ( آيين ما ) ( فارسى ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
رسول خدا صلى الله عليه و آله ما با مهر مختصرى . . . براى چند روز متعه مىكرديم ، و در زمان ابوبكر نيز همين طور تا اينكه عمر در جريان عمرو بن حريث از آن نهى كرد » . « 1 » و نيز در همان كتاب از « ابو نضره » نقل شده كه مىگفت : نزد جابر بن عبداللَّه بودم و به او گفتم « عبداللَّه بن عباس » و « عبداللَّه بن زبير » دربارهء « متعه زنان » و « متعه حج » ( نكاح موقت ، و حج تمتع كه يكى از اقسام حج است ) با هم اختلاف كرده‌اند ، جابر گفت : ما اين هر دو را با پيغمبر صلى الله عليه و آله انجام داديم ، بعداً عمر از هر دو نهى كرد ما هم ديگر تكرار ننموديم ! « 2 » ولى ناگفته پيداست كه خوددارى جابر از اين موضوع تنها از ترس « خليفه » بوده زيرا او حد زنا را در مورد متعه اجرا مىكرد و مرتكبين را سنگباران مىنمود ! راستى اگر ما همين كتاب صحيح مسلم را با دقت مطالعه كنيم و احاديثى را كه در اين باب در نفى و اثبات متعه نقل كرده با موشكافى مورد بررسى قرار دهيم مطالب عجيبى مشاهده خواهيم كرد : « جهنى » مىگويد : پيغمبر صلى الله عليه و آله در سال فتح مكه ، هنگامى كه وارد مكه شديم به ما دستور متعه داد ولى هنوز بيرون نيامده بوديم كه ما را نهى كرد ! « 3 » گاهى مىگويند پيغمبر صلى الله عليه و آله اين حكم را نسخ فرموده ، زمانى مىگويند اين حكم در زمان پيغمبر صلى الله عليه و آله و خليفه اوّل بوده ، و عمر آن را نسخ نموده ، گاهى به على عليه السلام نسبت مىدهند كه آن حضرت چندين مرتبه به ابن عباس اعتراض كرده ، و او را از متعه بازداشت و اين اعتراض مكرر سبب شد ابن عباس در عقيدهء خود در مورد جواز متعه تجديد نظر نمايد و از آن برگردد ! « 4 » با اينكه از « عبداللَّه بن زبير » نقل مىكنند كه روزى در مكه برخاست و گفت :
هامش
( 1 ) . صحيح مسلم ، ج 4 ، ص 131 ( 2 ) . همان مدرك ( 3 ) . همان مدرك ( 4 ) . المصنف ، ج 7 ، ص 501 ؛ الكشاف ، ج 1 ، ص 519
أصل الشيعة وأصولها ( آيين ما ) ( فارسى ) — صفحة 219 | الشيخ ناصر مكارم الشيرازي / الشيخ محمد حسين كاشف الغطاء