تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أصل الشيعة وأصولها ( آيين ما ) ( فارسى ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
زكات فطره « 1 » ، يكى از اقسام زكات ، است كه بر هر انسان بالغ و عاقل و متمكنى لازم است كه در عيد فطر از طرف خود و تمام كسانى كه نفقهء او را مىخورند ، اعم از كوچك و بزرگ ، بپردازند . مقدار زكات فطره براى هر نفر يك صاع ( قريب يك من تبريز ) و جنس آن از قوت غالب مردم مانند « گندم و جو و خرما » و امثال اينهاست . در اصول مسائل زكات فطره هيچ گونه اختلافى ميان شيعه و اهل سنّت نيست .

4 . خُمس

شيعه خمس را در هفت چيز واجب مىداند : 1 . غنايم جنگى 2 . چيزى كه به وسيله غواصى از دريا بيرون مىآورند 3 . گنجها و اموالى كه در زيرزمين پيدا مىشود 4 . معادن 5 . مال حلالى كه با مال حرام مخلوط شده باشد 6 . زمينى كه مسلمان به كافر ذمى انتقال دهد 7 . درآمد انواع كسبها . اساس اين بحث را آيهء شريفه ذيل تشكيل مىدهد : « وَاعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُمْ مِّنْ شَىْءٍ فَأَنَّ للَّهِ خُمُسَهُ » ؛ بدانيد هرگونه غنيمتى به دست آوريد خمس آن براى خداست » . « 2 » طبق اين آيه خمس در هر نوع غنيمتى لازم است . « 3 »
هامش
( 1 ) . زكات فطره كه گاهى از آن به « زكات بدن » نيز تعبير مىشود در حقيقت يك نوع ماليات سرانه است كه به‌نفع فقرا گرفته مىشود ، مسلمانان پس از يك ماه روزه داشتن كه آن خود درسى از نوع دوستى و توجه به حال مستمندان اجتماع است ، يك قدم عملى در اين راه برداشته و تقريباً مقدار خوراك يكى دو روز خود را به مستمندان مىدهند ، اين كار گرچه به ظاهر كوچك است ولى اگر يك حساب دقيق دربارهء كسانى كه تمكن مالى براى پرداخت زكات فطره دارند بنماييم خواهيم ديد كه مقدار قابل توجهى از نيازمنديهاى محرومان اجتماع در صورت عمل به اين دستور تأمين خواهد شد ( 2 ) . سورهء انفال ، آيهء 41 ( 3 ) . غنيمت از نظر مفهوم لغوى يك معناى وسيع دارد كه هر نوع درآمدى را كه انسان به دست مىآورد شامل مىگردد و منحصر به غنايم جنگى نيست ، در روايات اهل بيت عليهم السلام نيز به همين معنا تفسير شده است ، و به اين ترتيب « خمس » به تمام درآمدها تعلق مىگيرد و در حقيقت يك نوع « ماليات بر درآمد » اسلامى است كه پس از صرف تمام هزينه‌هاى زندگى به مازاد درآمد يك ساله تعلق مىگيرد . درست است كه آيهء شريفه « وَاعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُمْ . . . » در شمار آيات مربوط به جهاد در قرآن ذكر شده ولى بودن يك آيه در رديف آيات مربوطه به يك موضوع ، دليل بر اتحاد مضمون آنها نمىشود ، زيرا مىدانيم آيات قرآن پشت سر هم و بدون فاصله نازل نگرديده ، چه بسا يك آيه در يك روز دربارهء موضوعى نازل مىگرديد و آيه ديگر يك هفته بعد دربارهء موضوع ديگرى . بنابراين اتحاد سياق آيات نمىتواند دليل بر اتحاد مضمون آنها گردد
أصل الشيعة وأصولها ( آيين ما ) ( فارسى ) — صفحة 197 | الشيخ ناصر مكارم الشيرازي / الشيخ محمد حسين كاشف الغطاء