بدن هنگام انجام آن لازم است ، اما اذان و اقامه هر دو مستحب مؤكد مىباشند ؛ بلكه بعيد نيست در صورت وقت اضافه داشتن ، « اقامه » واجب باشد . « 1 »
3 . موانع نماز : همانطور كه از اسمش پيداست امورى مىباشد كه وجود آنها نماز را باطل مىكند . و آن نيز بر دو نوع است : نوع اوّل « موانع ركنى » كه در هر صورت نماز را باطل مىسازد ، خواه از روى عمد باشد يا غير عمد ، و آن سه چيز است : پشت به قبله كردن ، آنچه كه وضو را باطل مىكند ، و فعل كثير كه انسان را از صورت نمازگذار خارج مىكند . « 2 »
نوع دوم موانعى است كه در حال عمد نماز را بر هم مىزند و آن عبارت است از : سخن گفتن ، خنده و گريه با صدا ، رو به طرف راست و چپ كردن ، خوردن و آشاميدن . « 3 »
منظور از طهارت كه جزء شرايط ذكر شد ، وضو و غسل است و هر كدام از اين دو موجباتى دارد كه بدنبال آن واجب مىگردد . و در صورتى كه دسترسى به آب براى وضو و غسل نباشد و يا آب پيدا شود اما بر اثر بيمارى يا سرماى شديد و تنگى وقت ، نتواند از آن استفاده كند بايد به جاى آنها تيمم نمايد ، همانطور كه قرآن مجيد مىگويد : « فَتَيَمَّمُوا صَعِيداً طَيِّباً » ؛ بر زمين پاكى تيمم كنيد » . « 4 »
در معناى صَعِيد » كه در اين آيهء شريفه ذكر شده ميان فقها و علماى لغت اختلاف نظر است : بعضى معتقدند صَعِيد » تنها به معناى « خاك » مىباشد ولى عدّهاى ديگر معناى آن را وسيعتر مىدانند و معتقدند آنچه روى زمين را
هامش
( 1 ) . وجوب « اقامه » معلوم نيست ، بلكه حق اين است كه آن نيز « مستحب مؤكد » مىباشد
( 2 ) . مناسبتر اين است كه به جاى « فعل كثير » ، « فعل محو كننده صورت نماز » قرار داده شود ، خواه فعل كثير باشد يا قليل ، مثلًا ور جستن يا كف زدن در وسط نماز با اينكه فعل كثير نيست صورت نماز را محو و باطل مىسازد
( 3 ) . موانع نماز منحصر به اينها نيست و امور ديگرى نيز هست كه نماز را باطل مىسازد ، به كتابهاى فقهى يا رسالههاى عمليه مراجعه شود
( 4 ) . سورهء نساء ، آيهء 43