از جمله مسايلى كه از مسألهء عدل سرچشمه مىگيرد مسألهء « جبر و اختيار » است كه از مهمترين و پيچيدهترين مسائل مورد بحث مىباشد .
اشاعره معتقد به « جبر » يا چيزى كه بالاخره منتهى به « جبر » مىشود ، هستند ؛ در حالى كه معتزله معتقد به آزادى اراده مىباشند ، و انسان را در كارهاى خود مختار و آزاد مىدانند . نهايت اينكه ، اين آزادى اراده را خدا به انسان داده است همانطور كه اصل وجود و هستى را نيز خدا به او داده ؛ بنابراين همانطور كه خدا انسان را آفريده ، آزادى اراده را نيز او در وجود وى آفريده است و به عبارت ديگر صفت اختيار به طور كلى از طرف خداست و اختيار در موارد جزئى ( يعنى استفاده از صفت آزادى اراده و اعمال آن ) از ناحيهء ماست .
خداوند هيچ كس را مجبور به انجام يا ترك كارى نمىكند ، اين بندگان خدا هستند كه يكى از اين دو را انتخاب مىنمايند . به همين دليل اگر كار خوبى انجام دهند در نظر عقلا و خردمندان سزاوار ستايشند و اگر كار بدى انجام دهند سزاوار ملامت و سرزنش .
أصل الشيعة وأصولها ( آيين ما ) ( فارسى ) — صفحة 173
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص١٧٣