و اگر انسان در انجام كارها آزاد نبود ، ثواب و عقاب ، پاداش و كيفر ، معنا نداشت ، و بعثت پيامبران و كتابهاى آسمانى همه بيهوده بود . « 1 »
ما نمىخواهيم بيش از اين در اينجا دربارهء مسأله « جبر و اختيار » بحث كنيم زيرا از موضوع سخن ما خارج است ، ما شرح اين مطلب را در آخر جلد اوّل كتاب « الدين و الاسلام » دادهايم ، و مطلب را طورى عنوان و تعقيب كردهايم كه حتى براى افرادى كه اطلاعات متوسطى دارند مفهوم و قابل قبول مىباشد .
در اينجا فقط مىخواستيم اين نكته را روشن سازيم كه يكى از اصول عقايد شيعهء اماميه عدالت خدا و آزادى ارادهء انسان است .
* * *
هامش
( 1 ) . اصولًا تمام دعوتهاى مذهبى و همهء اصول اخلاقى روى قبول اصل آزادى اراده است و بدون آن تقريباً هيچ مفهومى نخواهد داشت ، اگر بشر را مانند يك ماشين بدانيم كه چرخهاى وجود او بدون اختيار خودش حركات جبرى خاصى كه معلول يك سلسله عوامل درونى و بيرونى است دارد ديگر ارسال پيامبران و كتابهاى آسمانى ، و تعليم مربيان اخلاق ، چه معنايى خواهد داشت